وظایف غدد هیپوفارنژیال:

ترشح انزیم اینورتاز و گلوکز اکسیداز که گلوکز را تبدیل به اسید گلوکونیک و اب اکسیژنه میکند. اب اکسیژنه نقش بسیار مهمی را به عنوان ماده ضد عفونی کننده دارد. خاصیت انتی سپتیک بودن عسل مربوط به ایجاد H2o2 است. علاوه بر ان ph  عسل بین 4-3/2 است و یک سری عوامل دیگری هم هستند که به عنوان انتی سپتیک هستند.

 

در 3روز اول حیات همه زنبورها به صورت تخم در کف حجرات قرار دارند و تخمها کشیده و بلند و سفید هستند بعد از 3روز تخمها هچ میشوند و لاروهای سفیدی از انها خارج میشود. از روز سوم که وارد مرحله لاروی میشوند تا روز نهم به صورت لارو هلالی مطرح اند و در اندازه های مختلف در کف حجره به صورت افقی قرار میگیرند. از روز نهم تا یازدهم این لاروها به صورت لارو کشیده میشوند. از روز یازدهم تا زمانیکه زنبور به صورت بالغ از کندو خارج شود انها به صورت شفیره یا pupa در می ایند. تا ابتدای شفیرگی همه زنبورها مثل هم هستند. طول زمانیکه از روز یازدهم تا زنبور بالغی که میخواهد خارج شود وجود دارد در زنبورهای مختلف متفاوت است. مثلا در زنبور ملکه از زمانیکه به صورت تخم گذاشته میشود تا زمانیکه به صورت زنبور بالغ حجره را سوراخ کند و بیرون بیاید 16 روز طول میکشد. بنابراین مرحله شفیرگی 5روز است. در زنبور کارگر طول زندگی از زمان تخم تا خروج کارگر بالغ 21روز است تقریبا 10روز شفیرگی دارند در مورد زنبور نر این دوره 24روز و شفیرگی 13روز است.

 

تا زمانیکه این لاروها به صورت هلالی هستند تمام مراحل رشد را در کف حجره میتوتنیم ببینیم. اما از زمانیکه به صورت کشیده در میایند بقیه مراحل زیر سرپوش قرار میگیرد.

 

یکی از کارهایی که میتوانیم انجام دهیم تا از بچه دادن جلوگیری کنیم این است که یک قاب که فقط 3 سانتیمتر موم بافته شده دارد را داخل کندو بگذاریم و برای انها کار ایجاد کنیم.

 

زنبورهایی که قابلیت بچه دار شدن دارند قدرت زیادی برای مومبافی دارند و به شدت شروع به موم بافی میکنند و از بچه دار شدن منصرف میشوند. در این قاب در قسمت مرکزی ملکه تخمگذاری میکند و دایره میانی را پر از گرده و قسمت خارجی را از عسل پر میکنند.

 

اگر انقدر تخم ریزی ملکه زیاد باشد شانهای دهم را هم با همین ریتم اول لارو دوم گرده و سپس عسل پر میکند. ولی در اینصورت نمیتوان شانها را برای تخلیه عسل استفاده کرد. به همین صورت از تورهایی استفاده میکنند که زنبور کارگر از از ان عبور کند ولی ملکه از ان عبور نکند و انرا بین کندو و طبق بالایی قرار میدهند تا عسل در طبقه دوم ذخیره شود. سرپوش حجرات کارگر صاف و برای نر گنبدی شکل است ولی حجرات ملکه دارای nippleاست و عمود بر زمین و بزرگ است.

سیستم غددی:

زنبور چگونه محل جمع اوری گرده و شهد را پیدا میکند؟ و چگونه این محل ها را به اطلاع بقیه ی زنبورها میرساند؟ زنبورهای پیشرو محل های مناسب را پیدا میکنند و با ترشح فرومون ها و انجام حرکات موزون که به ان رقص خورشید میگویند محل/ جهت و حتی فاصله شهد یا دانه گرده را به سایر زنبورها اطلاع میدهند. بنابراین این مجموعه فعالیت ها را ارتباط میگوییم که سیستم غددی زنبور عسل در ارتباط با این 4 فاکتور عمل میکند. یکی تولید موم است دوم ارتباط به وسیله ترشح فرومون های مختلف و سوم دفاع یا defemce که با ترشح فرومون هایی بقیه را وادار به دفاع میکند و چهارم food processing. موم از 300 جز مختلف تشکیل شده است که مهمترین ان شامل مونواسترها/ دی استرها/ پلی استرها/ اسیدهای ازاد و قندها هستند و از غدد دو طرف ناحیه شکم ترشح میشوند.

 

غددی که در ارتباط دخالت دارند این غدد هستند. غده ی بویایی nasanov/ غدد mandibular و غدد setose به نوعی در دفاع دخالت دارند و غدد arnhart که همه ی انها ترشح بصورت فرومونهایی دارند که نقشهای مهمی را بعهده دارند. برای مثال ترشحات غده ی arnhart ممانعت از تشکیل حجره پرورش ملکه میکند. اگر در ماه اردیبهشت در شرایط تهران در کندو را باز کنیم و ببینیم علاوه بر ملکه یک حجره مخصوص پرورش ملکه هم ساخته میشود باید مشکوک شویم که جمعیت تصمیم به انجام پدیده ای به نام بچه دادن  یا swarming را دارد. این پدیده ای است که بطور ناگهانی انجام میشود و متعاقب پرشدن فضای کندو جای کم در کندو است و احساس پیر شدن ملکه و قدرت کم او است. سومین مسئاله مسائل بد اب و هوایی و مثلا هوای بارانی مداوم است یا به هر دلیلی که زنبورها بیکار شوند اقدام به swarming میکنند. جمعیتی از زنبورهای یک کندو به همراه ملکه قبلی کندو را ترک میکنند و میروند بالا یا زیر شاخه ی یک درخت جمعی را تشکیل میدهند که دور تا دور ملکه را زنبور کارگر میگیرد. این جمعیت را بچه میگویند. در این مورد یا باید بچه را بصورت مصنوعی گرفت یا باید با چنین مسئاله ای مقابله کرد تا از swarming  جلوگیری کنیم. طبق زدن روی کندو میتوتند از ایجاد بچه جلوگیری کند.

 

هر گاه لاروهای کمتر از 3روز را داشته باشیم قابلیت تبدیل شدن بهملکه را دارا هستند. اما کارگر و ملکه از لحاظ ژنتیکی تفاوتی ندارند و فقط تغذیه انها را متفاوت کرده است. هر زمانی جمعیت احساس کند ملکه پیر شده است یا از بین رفته است لاروهای کمتر از 3 روز را تبدیل به ملکه میکنند. حجره پرورش ملکه و کارگر بسیار متفاوت اند. حجره کارگر موازی زمین و حجره ملکه عمود بر زمین است.

 

1-nasanor  این ترکیبات را ترشح میگویند: جرانیول/ نرولیک اسید/ جرانیول اسید و سیترال معمولا  این دو غده بصورت زوج در انتهای شکم زنبور عسل قرار دارند و در جهت یابی زنبورها کمک میکنند.

 

2-mandibular gland هم در زنبورهای کارگر و هم ملکه وجود دارد. در کارگرهای جوان واجد 2 ترکیب اساسی است تحت عنوان : اوکتونوئیک اسید و 10 هیدروکسی دو دیسنوئیک است. وقتی انها جوان هستند ترشحات در تولید غذای نوزادها دخالت دارند. اما وقتی پیر میشوند زنبورهای کارگر بنام 2هپتانون را ترشح میکنند که alarm است و اخطار دهنده است مثلا برای استفاده از دانه گرده خارج میشوند و برای نشان دادن دانه گرده سمی یا عامل خطر انرا ترشح میکنند.

 

ترشحات غده mandibular ملکه نقش بسیار عمده ای در جلوگیری از پرورش ملکه دارند که بدنبال ان بچه دادن را کنترل میکنند. زنبورهای کارگر هم ماده هستند اما انها در شرایط عادی هرگز قادر به تخم ریزی نیستند و به عبارت دیگر اصلا قادر به جفتگیری نیستند و دستگاه تناسلی انها غیر فعال است. اما به هر دلیل فرومونهای mandibular ملکه کاهش پیدا کند سیستم تولید مثل در کارگرها فعال بوده و فقط زنبورهای نر تولید میکند که به هیچ عنوان چنین جمعیتی را نباید تحمل کرد در مواقعی که کندو نرزا میشود با دادن یک ملکه جدید مشکل حل میشود اما اگر پیشرفته باشد ملکه جدید را میکشند و چنین کندویی محکوم به فنا است. ترشحات mandibular ملکه 9-اکسودی سئونیک اسید و هیدروکسی دسئونیک اسید است. اعمال این غده جلوگیری از پرورش ملکه/ جلوگیری از بچه دادن/ جلوگیری از تخم ریزی کارگرها و جذب نرها برای جفتگیری و تشخیص کلنی و جهت یابی کارگران است.

اناتومی زنبور عسل:

زنبور عسل بدنی 3قسمتی شامل سر / سینه و شکم دارد.در بالای سر زنبور و در وسط 3 چشم ساده وجود دارد. در دو طرف چشمهای ساده در طرف سر چشمهای مرکب وجود دارندو در پایین چشمهای ساده و وسط سر 2 شاخک میبینیم این شاخکها به کمک 4عضله در جهات مختلف حرکت میکنند. شاخکها در زندگی زنبور عسل دارای نقش بسیار پر اهمیتی اند چون برخی از حواس از جمله حس بویایی و لامسه و بر باور برخی حس شنوایی هم روی ان قرار دارد. نقش بسیار مهم ان در جهت یابی زنبور است. در خزانه یک مرکز تحقیقاتی که صرفا روی شاخک زنبور کار میکردوجود دارد که از  نقش و مکانیزم شاخکها در رادارهای هواپیما استفاده میکردند.

 

نوع تغذیه زنبور جونده-مکنده است. براین اساس باید از نظر ضمائم دهان دارای mandibleهای قوی و عضوی بلند و کشنده باشد تا شیره گیاهان را به حفره ی دهانی بکشد.

 

اصطلاحا (manibulate hustelate) manible .ها 2 عضو کوتاه در انتهای پایین سر هستند در بین دو mandible / labrum یا لب فوقانی وجود دارد. قسمت جلویی ان لب تحتانی یا labium قرار دارد و در پایین لب فوقانی است. قسمت وسطی glossa یا زبان و دوطرف ان labial pulpهستند که اعضای حسی مربوط به لب تحتانی هستند.

 

در thorax سه بند مشخص وجود دارد که به هر کدام یک جفت پا متصل میشود به بند دوم و سوم یک جفت بال هم متصل میشود و در سطح خارجی شکم اندام خاصی را نداریم ولی حلقه های ناحیه abdom به تعداد 6 عدد است. در دو طرف سطح خارجی هر کدام از حلقه های thorax و abdom یک جفت منفذ تنفسی یا stigma قرار دارد که راه ورود اکسیژن به داخل سیستم تراشه ای همین منافذ هستند. ما به راحتی قادر بقه مشاهده ی این stigma نیستیم چون موهای نسبتا بلند بدن ان این این منافذ را میپوشاند. پوشش خارجی از کیتین است. در سر زنبور غدد کاملا پیچ در پیچ قابل مشاهده است که hypo pharangeal است ولی انتظار نمیرود همیشه فعال باشند و قبل از 13 روزگی فعال است. اگر این غدد را بطور کامل باز کنیم حدود 2سانتیمتر است. در قسمت پایین در ناحیه ی thorax دوغده labial وجود دارد که در هضم مواد غذایی و تغذیه ی نوزادان کم سن دخالت دارند(زنبورهای پرستار). در ارتباط با دستگاه گوارش در زنبور عسل این دستگاه از ناحیه ی حلق یا pharynx شروع میشود. در ادامه مری یا esophagus دیده میشود و بعد از ان dral carity است. مری طول thorax را طی میکند ولی در بخشی از مری مقداری استاع پیدا میکند  و چینه دان یا cropرا تشکیل میدهد. اگر زنبور گرسنه باشد تفاوت ظاهری ندارد. اما وقتی پر از شهد باشد این بخش را بصورت یک کیسه استاع یافته شبیه بادکنکی پر از اب قابل مشاهده است و اگر نوک سوزن به ان بخورد پاره میشود. شهد در چینه دان ذخیره میشود در حین پرواز نمیتواند از این شهد برای تغذیه استفاده کند و یک عامل ممانعت کننده در انتقال ان به معده وجود دارد که وابسته به مکانیزم خاصی استکه در ارتباط با دریچه هایی است که در پیش معده یا priventricleقرار دارد. بعد از چینه دان پیش معده وجود دارد. در ادامه ان ventnde و معمولا به شکل حرف u است. اما وقتی دستگاه گوارش زنبور را بیرون بیاوریم انرا بصورت کشیده مشاهده میکنیم. بعد از ان دو بخش روده قرار میگیرد. تحت عنوان روده قدامی و رکتوم است. در زنبور عسل با این موضوع مواجه نمیشویم که در داخل کندو دفع مدفوع داشته باشدحتی در طول زمستان. زنبور در طول پرواز و دور از کندو دفع را انجام میدهد و اگر ما با لکه های مدفوع در داخل کندو مواجه شویم یا حتی روی دریچه پرواز یا حتی روی برف های سفید اطراف کندو حتما حکایت از یک بیماری دارد. اما در طول زمستان اقدام به دفع نمیکند. رکتوم دارای تیغه ها یا چین خوردگی هایی است که سبب لغزایش سطح رکتوم شده اند در نتیجه حجم وسیعی از مدفوع را در ان نگه میدارند. غددی در همین قسمت وجود دارد که عمل ضدعفونی کردن مواد دفعی را بعهده دارد تا فاسد نشوند. زنبورها معمولا زمانیکه دمای محیط به 15-12 درجه سانتیگراد برسد پرواز خود را انجام میدهند و در حین پرواز اقدام به دفع میکنند.

 

لوله های مالپینگی یا دستگاه دفعی این دستگاه شامل یک سری مجاری تحت عنوان malpigian tubes  که با تعداد زیادی قرار دارند(بیش از 100 عدد)به صورت شناور از یک طرف و از طرف دیگر متصل به فضای بین mid gut و ابتدای روده قرار گرفته اند. محوطه انرا هموسل و حاوی همولیف است.

 

بررسی لوله های مالپینگی از نظر حضور تک یاخته ی امیبی مالپیگامو ئبا ملی فیکه راه تشخیص ان این است که لوله های مالپینگی را از بدن زنبور خارج کنیم و با رنگ امیزی تری کروم رنگ امیزی کنیم. به این ترتیب دستگاه گوارش و دفعی مورد بررسی قرار گرفت.

 

در انتهای دستگاه گوارش ولی بی ارتباط با ان دستگاه نیش قرار دارد. دستگاه نیش در زنبورها ساختاری پیچیده دارد و از 2 قسمت مجزا تشکیل شده است. بخشی از ان motor aparatus و قسمت دیگر تحت عنوان sting است که sting از 2 عضو تشکیل شده است. در دو طرف این تیغه ها2 غلاف وجود دارد که گاهی نیش داخل و گاهی خارج ان غلاف است. اما در بخش motor aparatus اول از همه 2 قطعه کیتنی تحت عنوان کمان میبینیم این کمانها 2 قسمت قبلی را به هم مربوط میکنند.

 

وقتی از سطح پشتی زنبور را روی لام قرار دهیم و پوست را کنار بزنیم قسمت بالایی سطح شکمی است بنابراین روی سطح شکمی نیش چند قطعه ی کیتینی واضح وجود دارد که بر اساس شکل نامگذاری شده اند. این دو قطعه مثلثی شکل و کوچک است به همین دلیل به ان tri angular plate میگویند. در زیر انها دوقطعه ی کیتینی دیگر وجود دارد که چون تقریبا مربع هستند به انها quadrate plate میگویند. در حاشیه داخلی quadrate plate که کشیده و نسبتا مایل هستند به انها oblony plateمیگویند که نقش اسکلتی دارند و پشت انها عضلات قرار دارند. که این عضلات با انقباض و انبساط سم را به داخل شیار بین دو استایلت ها میکشانند. سم از کیسه سم وارد میشود که به ان poision sac میگویند. این کیسه فقط محل ذخیره سم است. محل تولید سم یک زوج غده پیچ در پیچی است تحت عنوان acidic gland. در زنبور عسل معمولی علاوه بر acidic gland  دو غده alkaline gland دارند که این ترکیبات هرگز با سم مخلوط نمیشود ولی دستگاه نیش را نرم میکند و ترشحات ان وارد لانست ها نمیشود. علاوه بر این این غدد در ملکه سبب اتصال تخم به کف حجرات میشود. ترکیبات دستگاه نیش یا سم عبارت اند از منفولیپاز/ گلوکورونیداز/ ملیتین/ هیستامین و ادرنالین. دو انزیم اول انزیمهایی هستند که سبب تخریب غشای سلولها میشوند و منافذی را در غشا ایجاد میکنند که نفوذ سایر اجزای سم را به داخل سلول محیا میکنند و عنوان شده است که خاصیت منفولیپاز a2 سم زنبور عسل حتما از خاصیت a2 سم مار بیشتر است. پای زنبور عسل بخصوص در کارگرها بخصوص در گرده افشانی و انتقال گرده ی گل از روی گل به داخل کندو بسیار با اهمیت است.قطعه ی اول کوتاه coccaاست قطعه ی دوم کوتاه tro chanter و قطعه ی بعدی temor  و بعد از ان tibia  و بعد از ان قطعات مختلف tars  را داریم.

 

Tarsچند قطعه دارد و قسمت اول ان meta tars است. قسمتهای بعدی هرکدام بنام tar somer هستند. در انتها هم چنگال ها قرار دارند که چنگال به اخرین tar somer منتقل میشود. سبد گرده هم بین این بندها قرار دارد. همه این اجزا روی پاهای اول و دوم زنبور هم وجود دارد ولی سبد گرده وجود ندارد. روی پای اول زنبور که از همه هم کوچکتر است یک عضو فرو رفته با یک تیغه بلند وجود دارد که به ان antena cleaner میگویند. نقش ان تمیز کردن انتن ها از گرد و غبار و مواد دیگر است. سیستم عصبی در زنبور عسل با وجود اینکه ظاهرا ساده است پیچیده است از یک مغز در ناحیه سر و چند گانگلیون عصبی در بندهای مختلف سینه و شکم تشکیل شده است. از مغز تا انتهای بدن زنبور 2 رشته ی عصبی کشیده میشود و از دو طرف گانگلیون ها رشته های عصبی خارج میشود و بخش های مختلف را عصب دهی میکند. چه تفاوتی میان محل قرار گرفتن سیستم عصبی حشرات و مهره داران قرار دارد؟ سیستم عصبی در حشرات شکمی است ولی در مهره داران تنفسی است برعکس گردش خون سیستم تنفسی در زنبور عسل بواسطه حضور یک جرب است تحت عنوان acarapis woodi جایگاه ان در داخل تراشه سیستم تنفسی زنبور عسل است. سیستم تنفسی از stigmaشروع میشود. در ادامه استیگماها به تراشه ها متصل میشود که مجاری تنفسی هستند که دارای خطوط عرضی اند. علت حضور خطوط عرض وجود کیتینی است که از غشا به اندامهای داخلی کشیده شده است. ما به این ساختار کیتینی تنیدیا میگوییم. وقتی عاری از هوا باشند مانع از collaps میشوند و تراشه ها منشعب میشوند و در قسمتهای انتهایی تراشیول ها هستند که مستقیما اکسیژن را به بافتها میرسانند. وقتی اندامهای داخلی را مشاهده میکنیم روی تمام اندامها تراشیول ها پخش شده اند.

پرورش و بیماریهای زنبور عسل:

اهمیت زنبورعسل: مستقیم و غیره مستقیم

 

غیره مستقیم: گرده افشانی

 

مستقیم: تولید عسل/ موم/ بره موم/ ژله رویال و زهر قابل استفاده در پزشکی.

 

عسل پلی فلور: عسلی که از شهد گیاهان مختلفی ساخته شده است.

 

عسل مونوفلور: عسلی که از شهد یک گیاه خاص تشکیل شده که هر کدام خواص درمانی متفاوتی دارند.

 

موم اساس ساخت شانه های زنبور عسل است. حجرات 6 ضلعی به منظور جمع اوری دانه گرده به عنوان منبع انرژی برای زنبور به منظور جمع اوری شهد و تبدیل ان به عسل و رشد تخم ها در ان استفاده میشود.

 

موم ترکیب چربی است که توسط 3زوج از 4زوج غده ی مومی زنبور عسل ترشح میشود. این غدد در دوطرف حلقه های شکم در پهلوها قرار دارند و فقط در زنبورهای 18-13 روزگی فعالند. در حال حاضر از این فراورده در صنعت استفاده های زیادی میشود از جمله در فیزیوتراپی/ شمع سازی/ نساجی و ... از ان استفاده میشود.

 

بره موم یک ترکیبی است که از روی صمغ درختان توسط زنبورعسل جمع اوری و به کندو منتقل میشود و با ان شکاف های باز بدنه ها را با ان پر میکند و اثر ضدعفونی کننده هم دارد و بوسیله بره موم تمام حجراتی که قرار است زنبور در ان پرورش پیدا کند ضدعفونی میشود امروزه از بره موم بعنوان یک ترکیب ضدعفونی کننده استفاده میکنند.

 

ژله رویال اکسیری است که دارای پروتئین فراوان و مواد معدنی غنی است که صرفا توسط زنبورهای کارگر جوان ساخته میشوند و ملکه را زنبورهای پرستار از ابتدای زندگی تا اخر عمر با ژل رویال تغذیه میکنند در حالیکه درمورد زنبورهای کارگر و نر فقط 3 روز اول لاروی با رویال تغذیه میشوند به همین دلیل ملکه نسبت به کارگر و نر عمر بسیار طولانی تری دارد حداکثر عمر ملکه 5 سال و در زنبورهای کارگر و نر حدودا 45 روز است.

 

زنبورهای عسل در جنسapisقرار دارند اما در این جنس گونه های مختلفی قرار دارد.

 

زنبورهای ایران a.melifera و a.florea است. a.felorea بیشتر در جنوب کشور حضور دارند بسیار کوچک اند و به ان زنبور گلها میگویند. a.dorsata در ایران نیستند و به انها زنبورهای غول پیکر میگویند. a.indica  مقداری از

a.meliferan کوچکتر است. در ایران بدلیل شرایط اب و هوایی مناسب دارای قوه ی بالقوه ای در پرورش زنبور عسل هستیم. با توجه به تنوع اب و هوایی امکان پرورش مناسب وجود دارد به شرطی که انتقال کندوهارا با شرایط خوبی انجام دهیم. اگر بتوانیم بعد از برداشت اولین محصول عسل کندوها را به جای خوش اب و هواتری منتقل کنیم یک نوبت دیگر عسل دهی خواهیم داشت. به هرحال طبق امار تقریبا تعداد کندوهای ایران بین 2800000تا3000000 است.

 

در داخل هر کندو 3نوع زنبور وجود دارد. نر/ کارگر و ملکه. زنبورهای نر همیشه داخل کندو نیستند و تقریبا در شرایط تهران از اوایل بهار تا نیمه مرداد ماه زنبور نر در داخل کندو میبینیم بعد از ان کارگرها انها را از داخل کندو حذف میکنن زیرا جفتگیری نرها با ملکه فقط در فصل بهار است. در اکثر موارد زنبورهای نر قطورتر از زنبورهای کارگر و ملکه اند و همچنین در اکثر موارد زنبورهای ملکه طویل تر از زنبورهای نر و کارگراند. نسبت طول بال به شکم در ملکه کمتر است. تفاوت دیگر در چشمهای مرکب است. زنبور نر چشمهای مرکب بزرگی دارد ولی در کارگر و ملکه چشمهای مرکب کوچکتر و در دوطرف سر محدود شده اند ولی در نر در پشت سر به هم میرسند با توجه به فعالیت زنبورهای کارگر در انتقال دانه های گرده به کندو زیر زوج سوم پاهای زنبورهای کارگر ساختاری به نام سبد گرده وجود دارد. ( pallen basket)این ساختار بین tibia  و tars  است. زنبورهای نر نیش ندارند. کارگرها دارای نیش خاردار و وارونه هستند بنابراین وقتی شخص را نیش میزنند میمیرند. چون با خروج نیش روده و همولنف خارج میشود ولی ملکه میتواند بارها از نیش استفاده کند ولی بندرت از نیش استفاده میکند.

 

در ایران حدود 300000 کندو سنتی هم وجود دارد که با امکانات موجود و فرهنگ های مختلف از جاهای مختلف برای پرورش زنبور استفاده میکنند. مثلا در شمال از تنه های درخت استفاده میکنند. اولین کاری که زنبورها انجام میدهند ترشح موم است. در مناطق غرب ایران از کندوهای گلی و کوزه ای استفاده میکنند. در همدان با الیاف نرم درخت کندو میسازند که سبدی هستند.

 

در هر دو صورت یک بدنه اصلی و شانها در ان بصورت موازی است و منفذ پرواز باید جلوی ان وجود داشته باشد. در داخل بدنه کندوهای مدرن 10 شان قرار میگیرد و باید در هفته 2بار در فصل گرم یعنی بهار و تابستان کندوها را از همه جهت یعنی هم از جهت حضور ملکه و هم از جهت حضور عسل و دانه گرده حضور نوزادهای در حال رشد و عدم بیماری بررسی کنیم. ولی پاییز و زمستان زیاد نیاز نیست و باید در حد اقل ممکن مرد بررسی قرار بگیرند چون در برابر سرما عسل بیشتر مصرف میکنند.گاهی اوقات هر 10 قاب دو طرف ان پر از زنبور است و جای کمی برای زنبورها وجود دارد در این صورت باید به کندو طبقه اضافه کنیم.

 

در فصل تابستان زنبورهای گرگی زیاد مشاهده میشود و خیلی درشت اند و رنگ انها خرمایی و 2نوار زرد در انتهای شکم دارند و نیش بسیار دردناک دارند و نام انهاphilantus است. سم بعضی از زنبورها مثل زنبورهای معمولی اسیدی اند و بهمین خاطر از یک ماده قلیایی استفاده میکنند. در فیلانتوس بعلت قلیایی بودن نیش از اسیدها مثل سرکه استفاده میکنند.وقتی مورد گزش قرار میگیریم باید بلافاصله نیش را از بدن خارج کنیم چون کیسه زهر تا مدتها سم را تلقیح میکند. نیش زنبور بعلت داشتن ملیتین که خاصیت ضد تورم دارد در درمان درد و تورم مفاصل استفاده میشود.

 

زنبورهای ملکه به کندی حرکت میکنند و معمولا روی شانها توسط زنبورهای پرستار تیمار میشوند.

خصوصیات فیزیکی عسل:

قابلیت جذب رطوبت هوا توسط عسل:

 

عبارت است از جذب رطوبت هوا توسط یک ماده. اصطلاح فوق معمولا به وسیله رطوبت نسبی هوا بیان میشود که ماده با ان در حالت تعادل قرار میگیرد یعنی نه رطوبت میگیرد ونه رطوبت از دست میدهد.درجه واقعی قابلیت جذب رطوبت هوا توسط عسل به ترکیب ویژه ترکیب قند و محتوای رطوبت عسل بستگی دارد. اختلاف میان نمونه ها زیاد نیست عسل با17/4% رطوبت با هوایی که دارای 58% رطوبت نسبی است در تعادل قرار دارد. چنین عسلی اگر در معرض هوایی با رطوبت بیشتر قرار گیرد از چنان هوایی رطوبت جذب کرده و چنانچه در معرض هوای خشک تر با رطوبت نسبی کمتر از 58%قرار گیرد اب از دست می دهد. تغییر رطوبت تا زمانی که عسل حاوی مقدار رطوبتی معادل رطوبت محیط شود ادامه می یابد.

 

مارتین ملاحظه کرد که لایه سطحی عسل به تندی رطوبت محیط را جذب میکند. اب جذب شده ارامتر به اعماق ظرف نفوذ میکند. زمانی که عسل در معرض هوای خشک قرار گیرد رطوبت را به طور اهسته تر از دست میدهد زیرا مثل پوست دارای سطح خشک نسبی است.این سطح نازک همانطور که رطوبت جذب میکند میتواند به عوامل تخمیری اجازه ورود به درون عسل را بدهد و همان طور که رطوبت به درون عسل نفوذ میکند به سرعت سطح عسل مستعد الودگی سطحی میشود.

 

قابلیت جذب رطوبت هوا توسط عسل بیشتر از شربت ذرت یا شربت تبدیل شده است. این قابلیت یک ویژگی خوب برای عسل محسوب میشود و عسل با این خاصیت خود به انواع شیرینیهای ساخته شده با عسل امتیاز تازه ماندن به مدت طولانی تر را میدهد.از این خاصیت عسل برای ممانعت از خشک شدن بیش از حد محصولات تنباکو نیز استفاده شده است.

 

رطوبت زیاد عسل را میتوان با قرار دادن ان در معرض هوایی با رطوبت نسبی پایین تر کاهش داد. یک روش متداول تر برای کاهش رطوبت عسل شان چرخاندن هوای گرم بین شان هاست. قابلیت جذب رطوبت توسط عسل به قدری است که وقتی عسل در یک ظرف شیشه ای درپیچدار بسته بندی میشود قادر است رطوبت را از تکه مقوای موجود در کف درب شیشه جذب کند. همچنین اگر بین سطح عسل موجود در یک ظرف کاملا در بسته و درپوش ظرف فضای خالی موجود باشد عسل رطوبت هوای موجود در بخش خالی ظرف را جذب میکند.

 

لزجت یا چسبندگی عسل:

 

عبارت است از مقاومت یک ماده در مقابل جاری شدن. یک عسل بسیار لزج چسبندگی زیادی دارد و به اهستگی جاری میشود. همانند خواص فیزیکی دیگر درجه لزجت عسل به ترکیب و مخصوصا مقدار رطوبت ان بستگی دارد. کاتاوی تعیین مقدار رطوبت عسل را به وسیله اندازه گیری میزان لزجت ان پیشنهاد کرد.

 

لزجت عسل اهمیت عملی زیادی برای زنبور دارد. چسبندگی زیاد عسل تخلیه ظروف و استخراج عسل از شان را مشکل میکند. همچنین میزان صاف و روشن شدن عسل شامل ته نشین شدن ذرات و از بین رفتن حباب های هوا را به تعویق می اندازد. همان طوری که همه زنبورداران میدانند گرما سبب کاهش چسبندگی عسل میشود. گرم کردن عسل به میزان چند درجه مقدار زیادی کار استخراج/ تصفیه/ ته نشست و روان شدن ان را در لوله ها و تخلیه شدن ان را از ظروف تسهیل میکند.گرم کردن عسل بیش از 30درجه سانتی گراد هیچ نتیجه عملی در استخراج و مراحل تصفیه بیشتر عسل ها ندارد. اما عسل های سنگینی که حدود 14% یا کمتر رطوبت دارند با گرم شدن بیش از 30 درجه سانتی گراد روانتر میشوند.

 

تیکسوتروپی عسل:

 

عبارت است کاهش لزجت عسل پس از به هم زدن یا تکان دادن که متعاقب قطع تکان و ثابت نگهداشتن لزجت به میزان اولیه بر میگردد.عسل های امریکایی به هیچ مقداری نباید خاصیت تیکسوتروپی داشته باشند. عسل هیتر در اروپا و عسل مانوکا در نیوزیلند خاصیت تیکسوتروپی زیادی دارند.

 

چگالی عسل:

 

عبارت است از وزن حجمی یک ماده. واحد چگالی به عنوان پوند بر فوت مکعب/ پوندبرگالن یا گرم بر میلی لیتر بیان شده است. مشهورترین این واحدها برای عسل پوندبرگالن است. عسلی که در درجه بندی به عنوان عسل تجملی امریکایی یا عسل ممتاز امریکایی شناخته میشود باید چگالی ان حداقل 11پوند و 12انس بر گالن باشد.

 

وزن مخصوص عسل:

 

عبارت است از نسبت وزن حجم معینی از یک ماده به وزن همان حجم از اب. چگالی حداقل مذکور در فوق برای عسل درجه عالی دارای وزن مخصوصی برابر با 1/4129است.چگالی و وزن مخصوص به وسیله وزن کردن حجم های مشخص تعیین شده و یا به وسیله رطوبت سنج مشخص میشوند. این دو ویژگی فیزیکی بر حسب درجه حرارت و درصد رطوبت عسل تغییر میکنند و لذا دما بایستی در جداول مربوط به مقدار رطوبت و چگالی و وزن مخصوص ذکر شود. تغییر چگالی عسل در اثر مقدار رطوبت زیاد است زیرا یک عسل کم رطوبت سبب به وجود امدن یک لایه زیر لایه ای با رطوبت بالا میشود مگر اینکه در مخازن عسل اقدامات پیشگیرانه برای مخلوط کردن انها انجام شود عسلی که در معرض رطوبت هوا قرار گرفته اب جذب خواهد کرد و یک لایه رقیق تری تشکیل خواهد داد که بخاطر چگالی پایین تر ان برای مدت طولانی  در سطح عسل باقی میماند. بطور کلی در دمای ثابت هرچه رطوبت عسل بیشتر شود وزن مخصوص/ چگالی/ درصد سوکروز و نمایه انکسار عسل کمتر میشود.

 

نمایه انکسار عسل:

 

عبارت است از نسبت سرعت نور در ان ماده به سرعت نور در هوا. این اندازه گیری مشکل/ راحت ترین و احتمالا دقیق ترین روش تعیین مقدار اب عسل است. با استفاده از ان دستگاه اندازه گیری انکسار نور که وسیله ای نسبتا ساده است رطوبت عسل به سادگی تعیین میشود و میتوان ان را با روش های دیگر مقایسه کرد.هرچه رطوبت عسل بیشتر شود شاخص انکسار کمتر میشود.

 

رنگ عسل:

 

یک خاصیت قابل مشاهده عسل است و بیشتر تابع درجات مختلف جذب نور با طول موج های مختلف اجزای عسل است. عسل در رنگهای مختلف تولید میشود. بیشتر عسل ها زمانی که به انها نور ماورابنفش بتابانیم نورها قابل مشاهده با رنگ های مختلف منتشر میکنند که این خاصیت فلورسانس عسل است.

 

چرخش نوری عسل:

 

چرخش نوری یا چرخش صفحه قطبش نور قطبیده توسط انواع مختلف مواد الی نشان داده شده است. جهت و میزان چنین چرخشی برای مواد مختلف متغیر است. قندهای عسل طبیعی چپ گردان هستند.

 

قندهای عسل:

 

تا اواسط قرن بیستم تصور میشد که عسل ترکیب ساده ای از دکستروز/ لولوز/ سوکروز و دکسترین عسل است. با روشهای جدید جداسازی و تجزیه قندهای عسل مشخص شده است که عسل ترکیب بسیار پیچیده ای از قندها است به علاوه دکستروز/ لولوز وسوکروز که از قدیم شناخته شده بودند. سیدیکویی در سال 1970 قندهای زیر را بطور قطعی در عسل شناسایی کرده است:

 

مالتوز/ کوجی بیوز/ ایزومالتوز/ نیگروز/ الفابتا/ تره هالوز/ جنتیوبیوز/ لامیناری بیوز/ مله زیتوز/ مالتوتریوز/ تورانوز/ یک- کستوز/ پانوز/ مالتولوز/ ایزومالتوتریوز/ ارلوز/ تین دروز/ همچنین اظهار داشته است که قندهای زیر احتمالا در عسل وجود دارند:

 

ایزوپانوز/ ایزومالتوتترااوز/ ایزومالتوپنتااوز/ ایزومالتولوز/ سنتوز/ ا-الفا-دی/ گلوکوپیرانوزیل-دی-فروکتوز-ا-بتا-دی-گلوکوپیرانوزیل(6-1)-ا-الفا-دی-گلوکوپیرانوزیل-(4-1)دی گلوکوپیرانوز. اما هیچ شواهدی دال بر وجود رافینوز در عسل یافت نشده است. سیدیکویی این قند را در ترکیب با تندروز نشان داده است.

 

بسیاری از این قندها در شهد یافت نمیشوند ولی طی رسیدن عسل و ذخیره شدن از تاثیر انزیم و اسیدهای عسل روی دیگر قندها تشکیل میشوند.

 

طعم و بوی عسل:

 

طعم و بوی عسل از نظر زنبوردار و مصرف کننده مهمترین خصوصیت ان محسوب میشود.انواع طعم و بوی عسل به اندازه تنوع منابع شهد گیاهی در طبیعت است.معمولا بسیاری از انواع عسل در ناحیه تولید نسبت به عسل های دیگر ترجیح داده میشوند. برخی عسل ها که برای انسان ناخوشایند هستند برای زنبورها قابل مصرف است.

 

عطر خوش و طعم خوب عسل در مقابل و ذخیره سازی نامناسب از بین می رود. گرمای زیاد میتواند طعم عسل را تغییر دهد و سبب اتلاف بوهای فرار شود. در گرما به علت تغییر ماهیت قندها/ اسیدها و مواد پروتئینی در عسل طعم نا مطبوع ایجاد میشود.

 

انواع گل های عسل خیز:

 

از صدها گیاه شهدزا که زنبور انها را ملاقات میکند تعداد کمی از انها اهمیت تجاری دارند. البته خصوصیات رنگ و مزه صدها نوع عسل توصیف شده است. هر نوع عسل دارای طعم و رنگ خاصی است که میتوان ان را شناسایی کرد. عسل ها بطور نسبی در سایر خصوصیات نظیر مقادیر قندهای گوناگون/ اسیدها/ نیتروژن وخاکستر مشابهند.

 

شهد و تبدیل ان به عسل:

 

برای اگاهی از ترکیب شهد باید اجزای عسل را ازمایش کنیم. چیزهایی که در تبدیل شهد به عسل تغییر میکنند عبارت اند از اب و سوکروز. این فرض ساده سازی بیش از حد مطلب است زیرا ما بدرستی نمیدانیم که کدامیک از اجزای جزیی تشکیل دهنده عسل (انزیم ها/ ویتامین ها و برخی از ترکیبات نیتروژنی و اسیدها)به وسیله زنبور عسل اضافه میشود. بطور نسبی ترکیب شهد کمتر مورد شناسایی قرار گرفته زیرا بدست اوردن مقدار کافی شهد برای ازمایش اجزای جزیی مذکور بسیار مشکل است.

 

شهد به همان مقدار که دکستروز و لولوز دارد سوکروز هم دارد.اگرچه مقادیر نسبی این سه قند بسیار متغیر است ولی ممکن است برای یک گونه گیاهی ثابت باشد. نسبت های قند لولوز به دکستروز در شهد در شهد نسبت به انچه در عسل یافت میشود تفاوت عمده ای را نشان میدهد. قندهای مالتوز/ ملی بیوز و رافینوز در عسل شناسایی شده اند همچنین در غلظت شهد بین گل و کندو تغییر اندکی ایجاد شده است. اما مقدار مواد جامد شهد سریعا در کندو افزایش میابد تا چگالی عسل تکمیل شود و به اصطلاح عسل برسد. منهای این افزایش در بدن اشکارتریت تغییر عبارت است از تبدیل سوکروز شهد به دکستروز و لولوز. سالیان سال است که این موضوع فهمیده شده که تبدیل سوکروز به دکستروز و لولوز زمانی که عسل برداشت میشود تمام نمیشود ولی چنانچه عسل برداشت شده گرم نشود این تبدیل به اهستگی در انبار ادامه میابد. این تبدیل توسط انزیم انورتاز اضافه شده به عسل توسط زنبور عسل انجام میشود. با سوکروز تبدیل یافته عسل غلظت بسیار بالایی از قند به دست می اورد که میتوان ان را بهتر و با بازده بالاتری انبار کرد.

 

شکرک زدن (متبلور شدن):

 

برخلاف تصور عامه مردم شکرک زده بودن عسل دلیل تقلبی بودن ان نیست بلکه برعکس موید طبیعی بودن ان است. عسل طبیعی حاوی قندهای ساده دکستروز و لولوز و انزیم طبیعی مترشحه از کیسه عسل زنبور است با تشکیل بلورهایی در اطراف قند دکستروز و انزیم طبیعی عسل شکرک زدن شروع میشود و با پیشرفت عمل بلورسازی عسل متبلور میشود یا به اصطلاح شکرک میزند. چون بلورهای تشکیل شده به رنگ سفیدند عسل شکرک زده روشن تر از عسل مایع است و شباهتی به روغن نباتی جامد دارد.

انواع عسل:

همان طور که گلها از لحاظ اندازه/رنگ/شکل و بو با هم تفاوت دارند شهد انها نیز متنوع است. در واقع رنگ و طعم عسل دامنه ای به وسعت عطر و بوی گلها دارد. با داشتن این ویژگی بی نظیر طبیعی از نظر غذایی و تا حدودی دارویی از سایر غذاها متمایز است. زنبورداران به این موضوع واقفند و کوشش میکنند عسل را در جذابترین شکل ممکن به مشتریان عرضه کنند.

 

عسل های خاصی وجود دارد که نباید انها را بطور ساده در فروشگاه قرار داد زیرا طعم این نوع عسل ها به قدری قوی و تند است که باعث ناراحتی و شاید پرهیز همیشگی خریدار نا مطلع از مصرف عسل شود. خواص و ویژگی های این نوع عسل ها باید توسط فروشنده به مصرف کننده اطلاع داده شود.

 

بیشتر اوقات زنبورداران در تولید و فروش نوع خاصی از عسل جدی نبوده و فراموش میکنند که مردم شناخت کمی از عسل دارند. بنظر میرسد که مردم عسلهایی با رنگ روشن و طعم ملایم را بیشتر ترجیح میدهند. عسل مایع نیز نسبت به عسل شکرک زده مردم پسندتر است.عسل شان نیز طرفداران خاص خود را دارد که این دسته از مردم نااگاهانه تصور میکنند هر عسلی درون شان نباشد طبیعی نیست و با دادن پول برای خرید موم بجای عسل میخواهند از نوع تصور خود مطمئن شوند. موم شبیه ماده اصلی ادامس است و بسیاری این حقیقت را تجربه کرده اند که هرچه موم را در دهان بجوند هیچ از مقدار ان کم نمیشود و میتوان درست مثل ادامس ان را ساعتها جوید بدون اینکه از مقدار ان کم شود یا تمام شود.

 

((***موم هیچ خاصیت غذایی و درمانی ندارد و اگر سالم باشد فقط برای التیام زخم های دستگاه گوارش مفید است ولاغیر***))

 

عسل ها به وسیله منابع عمده ای که زنبورها از ان منابع شهد را جمع اوری کرده اند طبقه بندی میشوند. اگرچه زنبورها در یک زمان تنها روی یک منبع گیاهی کار میکنند شانس این که شهد از چندین گونه گیاهی جمع اوری شده باشد در بسیاری از عسلها وجود دارد. معمولا عسل نباید به نام گیاه یا گل خاصی برچسب بخورد مگر که ان گیاه منبع تولید شهد در منطقه باشد.

 

عسل مایع(عسل استخراج شده از شان):

 

این نوع عسل توسط نیروی گریز از مرکز از شان جدا میشود.عسل مزبور ممکن است در فروشگاه به شکل های زیر مشاهده شود:

 

الف-عسل مایع:فاقد بلورهای قابل رویت است.

ب-عسل متبلور یا شکرک زده:بطور کامل سفت و جامد شده است.

 

عسل موم دار (عسل شان):

 

عسلی است که در حجرات شان قرار دارد.این نوع عسل به چند شکل دیده میشود:

 

الف-عسل شان قطعه ای:این نوع عسل شان ممکن است به شکل مکعب مربع/ مکعب مستطیل و یا دایره ای شکل باشد.

ب-عسل شان قطعه ای انفرادی:این نوع در قطعاتی به اندازه یک چهارم عسل شان قطعه ای معمولی تولید میشود.

پ-عسل شان بزرگ:در قابهایی با عرض کم و پایه شان نازک تولید میشود و پر شده ان به صورت قاب کامل به فروش میرسد.

ت-عسل شان بریده:همان عسل شان بزرگ است که به قطعاتی با اندازه های مختلف بریده میشود.

ث-عسل شان مخلوط با عسل مایع:شامل عسل شان بریده شده ای است که در ظرفی قرار داده میشود و مابقی فضای خالی ظرف با عسل مایع پر میشود.

 

عواملی که در درجه بندی عسل شان در نظر گرفته میشودعبارت اند از:وجود درپوش مومی روی حجره های شان/کنده نبودن این درپوشها/یکنواختی عسل و عدم وجود گره/ ذرات معلق/ عسلک و عسل درجه بندی نشده.

 

معایب مصرف عسل شان(موم دار):

 

1.      ما به التفاوت قیمت هر کیلوگرم عسل شان نسبت به عسل مایع.

2.      پرداخت پول برای دریافت مومی که برای انها هیچ خاصیت تغذیه ای ندارد.

3.      برخی از شان ها به تخم لارو پروانه موم خوار الوده اند.

 

حال بیاییم و این موضوع را از لحاظ اقتصاد ملی مورد توجه قرار دهیم:

مردم نیز با خیالات پوچی که از خوردن موم دارند عسل شان را به قیمت گزاف میخرند.

به این ترتیب مقادیر بسیار هنگفتی موم قابل بازیافت بدون اینکه هیچ خاصیت و ارزش غذایی برای مردم داشته باشد نابود میشود که برای تامین ان باید سالانه مقادیر هنگفتی ارز از کشور خارج شود.

 

عسل رسیده (عسل تغلیظ شده):

 

به عسلی گفته میشود که بدون ترس از فاسد شدن تا مدت نا معلومی قابل ذخیره است (در اکتشافات باستان شناسی در مصر خمرهای پر از عسل سالم و قابل مصرف کشف شده که قدمت ان را 6000سال ودر مورد دیگر12000سال تخمین زده اند)در عملیات تولید عسل زنبورهای کارگر شهد گلها را به کندو می اورند و بصورت عسل نارس در حجره ها ذخیره میکنندو بر اساس غریزه طبیعی برای جلوگیری از فاسد شدن اقدام به تغلیظ ان میکنند. در عملیات تغلیظ دسته ای از زنبورهای کارگر مسئول این کار روی لبه حجره ها مینشینند و با فرو کردن خرطوم خود در حجره ها مقداری عسل رقیق را به درون عسلدان خود می مکند. عسل مکیده شده در بدن زنبور تا حد لازم ابگیری میشود و به مقدار لازم برخی مواد ساخته شده داخل بدن زنبور مثل نوعی انزیم/انتی بیوتیک و احتمالا مواد دیگر به ان اضافه میشود و سرانجام عسل تغلیظ شده به داخل حجره ها برگردانده میشود.زنبورها اب ناشی از ابگیری از عسل رقیق را در بدن خود مورد استفاده قرار میدهند و مازاد انرا به همراه مدفوع خود در خارج از کندو دفع میکنند.

 

عسل نارس (عسل رقیق):

 

به عسلی گفته میشود که به تازگی توسط زنبورها تولید شده باشد و هنوز عملیات تغلیظ توسط زنبورها روی ان انجام نشده یا به قدر کافی انجام نشده باشد. لذا چنین عسلی رطوبت بالایی دارد و چنانچه دراین حالت برداشت شود نمیتوان به مدت طولانی انرا ذخیره کرد. وقتی حجره های شانها از عسل پر شدند و عملیات تغلیظ نیز به قدر کافی روی عسل انجام شد زنبورها درب حجره ها را با لایه ای از موم میپوشانند.لذا تمام شانهایی که حجره های انها با لایه مومی بسته شده باشد حاوی عسل رسیده هستند. اما داخل حجره های باز ممکن است از لحاظ رسیدگی عسل چند حالت وجود داشته باشد:1- ممکن است به صورت نیمه پر و حاوی عسل رسیده روز قبل باشد. 2- ممکن است در قسمت پایین حاوی عسل رسیده و در قسمت بالا حاوی عسل نارس باشد. که چنین عسلی در صورت ذخیره شدن طولانی مدت ممکن است فاسد شود. به طور کلی زنبورها زمانی اقدام به درپوش گذاری یک حجره ذخیره عسل با لایه مومی میکنند که اولا حجره کاملا از عسل پر شده باشد و ثانیا تمام عسل موجود در حجره تغلیظ شده باشد. زنبورها کار شهد اوری را در طول روز انجام میدهند و در طول شب عسل جمع اوری شده در همان روز را تغلیظ میکنند و هر حجره ای را که با عسل تغلیظ شده به طور کامل پر کنند انرا بالایه ای از موم درپوش گذاری میکنند. لذا پر کردن حجرات نیمه پر را به روز بعد موکول میکنند.

 

عسل های طبیعی و تقلبی:

 

بدرستی معلوم نیست که یک کلنی برای ادامه زندگی در طول سال به چه مقدار عسل نیاز دارد.اما در عمل از یک کلنی نسبتا خوب سالانه حدود45کیلوگرم عسل مازاد بر نیاز کلنی برای زنبوردار قابل برداشت است ((البته نه در میانگین شرایط ایران زیرا میانگین تولید عسل شهد به ازای هر کندو در ایران حدود 10کیلوگرم یا کمتر است)). بطور کلی توصیه میشود که در هر زمان از سال 7 تا 9 کیلوگرم عسل درون کلنی و در اختیار زنبورها قرار داشته باشد.وقتی غذای کافی در دسترس زنبورهای یک کلنی نباشد و زنبورها در معرض گرسنگی قرار گیرند به عنوان اولین واکنش لاروها را از درون حجره های پرورش خارج میکنند و انها را جلوی کندو می اندازند. معمولا ملکه همچنان به تخمگذاری خود ادامه میدهد ولی هنگامی که این تخمها تبدیل به لارو شدند سرنوشتی نظیر لاروهای قبلی خواهند داشت. سرانجام نوبت به بالغین میرسد و انها نیز اگرچه برای مدت زمان معینی این وضع را تحمل کرده اند ولی در نهایت از گرسنگی خواهند مرد.نتیجه این گرسنگی بهاره تضعیف و حتی مرگ کلنی خواهد بود. در ماه های اردیبهشت و خرداد برخلاف تصور عمومی زنبورها مقدار زیادی عسل مصرف میکنند و زنبوردار باهوش و با تجربه میداند که باید کلنی را در این هنگام تغذیه کند.

 

توجه:با توجه به اندک بودن منابع شهد در طبیعت نیمه خشک ایران و عدم استفاده از عمده منابع شهد باغها و مزارع که منحصرا تشریح شد در بیشتر مواقع و شرایطزنبوردار ایرانی قادر به تولید بیش از 10کیلوگرم عسل شهد به ازای هر کندو نخواهد بود و طبیعی است که اگر این مقدار عسل را طبق توصیه فوق برای تغذیه زنبورها در فصول کمبود شهد در طبیعت در کندوبگذارد امکان برداشت عسل برای خودش و به عنوان دستمزدش وجود نخواهد داشت. بنابراین زنبورداران کشور ما معمولا عسل شهد را برداشت میکنند و به خود زنبورها شربت میدهند.

 

بطور کلی هدف زنبورداران ما از تغذیه زنبور عسل با شربت تقلب نیست بلکه شرایط نیمه خشک کشور ما و نااگاهی باغداران و کشاورزان است که زنبوردار را از منابع شهد طبیعی محروم کرده و او ناچار است که بجای شهد رایگان طبیعت شکر را خریداری کند و مقداری هم هزینه کند تا شکر را به صورت شربت دراورد و به زنبورهایش تغذیه کند.

 

عسل شهد و عسل مخلوط شهد و شربت از لحاظ خواص غذایی و درمانی چندان تفاوتی با هم ندارند مضاف بر این که زنبورداران میتوانند با تقویت شربت مصرفی با انواع ویتامینها/ مواد معدنی/ مواد دارویی/ طعم های طبیعی و... شربتی پر خاصیت تر و مغذی تر از شهد گلها را تهیه کنند و در اختیار زنبور عسل قرار دهند و زنبور عسل با مصرف چنان شربتهایی به عنوان مکمل شهد طبیعی عسلی به مراتب بهتر از عسل شهد خالص تولید کنند.

 

یک موضوع مهم دیگر این است که شهد گلها شربت شیرین و رقیقی است که حاوی مقدار زیادی اب و مقدار اندکی از سایر مواد غذایی است و اگر عسل دارای برخی از خواص دارویی و درمانی است این خواص تا حد زیادی مربوط به شهد نمیشود بلکه مربوط به خود زنبور میشود که پس از فرو بردن شهد در عسلدان خود این مواد را به شهد اضافه میکند. بنابراین زنبور عسل چه شهد مصرف کند چه شربت به هردو انها موادی چون انزیمها/ انتی بیوتیکها و دیگر مواد مترشحه بدن خود را اضافه میکند.

 

عسلهایی که در بازارها از جمله بازارهای ایران یافت میشود از لحاظ خواص غذایی و درمانی به سه دسته تقسیم میشوند:

 

(1)عسل طبیعی شهد:

 

عسل هایی که توسط زنبور عسل منحصرا از شهد گلها تولید میشود.

 

(2)عسل طبیعی شهد+شربت:

 

عسل هایی که توسط زنبورعسل از شهد گلها بعلاوه شربت یا شربتهای تقویت شده تولید میشود.اینگونه عسلها معمولا تحت شرایط کمبود منابع شهد تولید میشوند. به عبارت دیگر وقتی گلهای شهد دار کافی در محیط اطراف زنبورستان نباشد زنبوردار ناچار میشود که علاوه بر شهد جمع اوری شده توسط زنبورها مقداری هم شربت خالص یا شربت غنی شده با ویتامینها و سایر مواد مجاز در اختیار زنبورها قرار دهد تا زنبورها بتوانند علاوه بر تولید عسل برای مصرف خودشان در فصول نا مساعد سال مقداری هم عسل برای زنبوردار تولید کنند.

 

(3)عسل های تقلبی:

 

موادی هستند که به نام عسل عرضه میشوند و زنبور عسل در تولید انها هیچ دخالتی ندارد. همچنین گاهی این مواد با نسبت های نامشخص به عسل اضافه میشوند که در هر دو صورت چنین موادی تقلبی محسوب میشوند و باید با افراد سود جوی عرضه کننده این مواد برخورد قانونی شود.

 

توضیحاتی مشروح درباره عسل های طبیعی وتقلبی:

 

عسل طبیعی و غیر طبیعی هر دو در شرایط سرما شکرک میزنند. بنابراین شکرک زدن هیچ دلیلی برای تقلبی بودن عسل نیست. تشخیص طبیعی و غیر طبیعی بودن عسل شاید توسط برخی زنبورداران و عسل شناسان خبره قابل حدس باشد اما تشخیص دقیق عسل فقط در ازمایشگاه عسل با تعیین قندهای موجود در ان امکان پذیر است. عسل طبیعی بطور عمده حاوی قندهای گلوکز و فروکتوز است و مقدار ساکارز یا قند معمولی در ان بسیار اندک است. چنانچه در ازمایشگاه معلوم شود که عسل حاوی مقدار زیادی ساکارز است معلوم میشود که عسل با شربت غلیظ شکر مخلوط شده است.

 

عسل های دارو دار:

 

برحسب خواص دارویی مورد نظر میتوان نمکها معدنی و داروهای خاصی را با شربت شکر مخلوط کرد و به عنوان غذایی مکمل در اختیار زنبورهای عسل قرار داد. در این صورت عسل هایی با خواص دارویی خاص و مورد نظر بدست خواهد امد. برخی از مواد دارویی مزه نامطلوب برای زنبورها دارند که باید این مواد را به تدریج به شربت اضافه کرد و زنبورها را به ان عادت داد. تولید این نوع عسل ها بدون اطلاع اداره نظارت بر دارو و غذا مجاز نیست.

برداشت محصول عسل:

به محض اتمام جریان شهد در طبیعت و پر شدن شانها از عسلعملیات برداشت محصول عسل شروع میشود.از جمله دلایلی که نباید استخراج عسل را به تعویق انداخت یکی این است که بعضی از عشلها به سرعت درون سلولهای شان شکرک میزنند و استخراج عسل شکرک زده کار را با مشکل روبه رو میکند. این نوع عسل ها معمولا از شهد گلهای پائیزه مثل پیچک و مینا بدست می اید.عسل گل مینا در عرض 10تا20روز پس از قرار گرفتن در شان ها شکرک میزند. دلیل دیگر خود زنبورها هستند زیرا طولانی شدن و وقفه افتادن در کار استخراج عسل باعث میشود که زنبورها مقدار قابل توجهی عسل بخورند و این امر محصول عسل قابل برداشت زنبوردار را کم میکند.

 

بیشتر زنبور داران تنها یکبار در سال عسل گیری میکنند که معمولا زمان این برداشت اواخر مرداد تا اواخر شهریور است. با مدیریت صحیح و کوچ دادن زنبورها به مناطق پر گل میتوان به دفعات برداشت محصول اظافه کرد در مناطق کشت کلم روغنی عسل باید فورا برداشت شود و حداکثر ظرف مدت 48ساعت با دستگاه اکستراکتور استخراج شود.عسل بدست امده از شهد گیاهان وحشی معمولا در اواخر شهریور برداشت میشود. اگر زنبوردار علاقه به داشتن انواع مختلف عسل داشته باشد استخراج اولیه و زود هنگام عسل مدیریت مطلوبی را می طلبد.

 

عسل گیری:

 

مرحله جدا سازی از موم را عسل گیری میگویند. این مرحله پس از برداشت شان های عسل از درون کندوها و حمل انها به اتاق عسل گیری صورت میگیرد.دلیل اصلی عسل گیری این است که از اتلاف موم جلوگیری شود. درواقع شان های خالی شده(پوکه)از عسل پس از عسل گیری هم برای انسان و هم برای زنبور با ارزشند زیرا ساخت انها گران تمام میشود. زنبورها با خوردن 8تا12 کیلوگرم عسل یک کیلوگرم موم تولید میکنند. این کار نیز مستلزم گذشت مدت زمانی است که اگر مصادف با جریان شهد در طبیعت باشد مقدار زیادی محصول از دست میرود و زنبورها نیروی خود را صرف ساختن موم و شان میکنند. بنابراین در حفظ شکل شانها باید دقت کرد.

 

در ایران متاسفانه عسلی که در شان به بازار عرضه میشود طرفداران بیشتری دارد زیرا خریدار میخواهد از طبیعی بودن عسل مطمئن باشد و به این ترتیب مقدار زیادی موم از دست خواهد رفت که این موم باید یا با تخصیص مقدار زیادی ارز از خارج وارد شود و یا در داخل با صرف هزینه ای گزاف تولید شود.

 

در مورد حفظ و حراست از موم شان های عسل و تلف نکردن انها زنبوردار بایست پس از عسل گیری از شانها به خوبی مراقبت کند. مردم هم باید از این تفکر غلط که عسل موجود در شان 100%عسل طبیعی است و عسل مایع مصنوعی است بپرهیزند زیرا طبیعی یا غیر طبیعی بودن عسل به هیچ وجه با بودن ان در شان ثابت نمیشود و با همین تفکر اشتباه است که برخی از زنبور داران تطمیع میشوند که برای زود فروش رفتن محصول خود عسل را در شان عرضع کنند.

 

بنابراین عسل مایع چون به شکل مایع در ظرف به بازار عرضه میشود دلیل تقلبی بودن یا غیر طبیعی بودنش نیست و عسل شان چون به شکل شان به بازار عرضه میشود دلیل تولید عسل از شهد خالص نیست. همچنین برخی از افراد تصور میکنند خوردن عسل با موم خاصیت بیشتری دارد در حالی که موم در معده و روده انسان قابل هضو نیست و چیزی که هضم نشود جذب نمیشود و وقتی جذب خون نشود هیچ خاصیتی برای بدن ندارد. لذا تمایل به خوردن موم که هیچ مزه/طعم و خاصیت غذایی یا درمانی ندارد یک تمایل بی معنی و غیر منطقی است که نه تنها هیچ خاصیتی برای فرد موم خوار ندارد بلکه ضررهایی به دنبال خواهد داشت.

عسل:

زمانی که انسان ماقبل تاریخ برای دستیابی به ذخایر پر ارزش عسل به درون یک درخت حاوی زنبور یا شکاف صخره ها و غارها میرفت او این احساس را داشت که دستیابی به عسل ارزش تحمل سختی ها و تحمل سوزش نیش زنبوران را دارد. انسان در طول تاریخ زندگی اش به زنبور عسل و فراورده های ان علاقه مند بوده و عسل در طول هزاران سال گذشته یک کالای تجاری محسوب شده است. به همین دلیل تعاریف و استانداردهای زیادی برای توصیف عسل بیان شده است.

تعریف عسل:

 

عسل مایعی است شیرین/غلیظ و چسبناک که توسط زنبور عسل از شهد جمع اوری شده از نوش جاهای گیاهان تولید و به عنوان غذا ذخیره میشود.اما عسلک از این تعریف مستثنی است زیرا عسلک از نوش جاهای گلها یا بیرون گلها منشا نمیشود بلکه از ترشحات گیاهی بوده که در این صورت به ان مانا گفته میشود یا بطور معمول تر از مواد دفعی حشرات ویژه ای از راسته نیم بالان نظیر شته ها/ شپشک ها و زنجره ها حاصل میشود.

 

این حشرات با تغذیه از شیره های گیاهی از مجاری گوارشی خود مایع شیرینی به نام ((عسلک))ترشح میکنند.زنبور عسل در مواقع کمبود منابع شهد در منطقه به جمع اوری و ذخیره سازی عسلک اقدام میکند. عسلک اگر چه شباهت زیادی به عسل دارد اما تفاوتهای زیادی بین این دو ماده وجود دارد.

 

اداره غذا و دارو امریکا یک تعریف واحد رسمی از عسل ندارد.اما تعریف قدیمی ان بر اساس لایحه 1906 اداره غذا و دارو فدرال به این شرح است:

((عسل عبارت است از شهد و قند تراوش شده توسط گیاهان که به وسیله زنبوران عسل جمع اوری میشود/ تغییر ماهیت میشود/در حجره های شان ذخیره میشود/ حاوی کمتر از25%رطوبت/0/25% خاکستر(مجموع مواد معدنی) وکمتر از 8%قند معمولی(سوکروز)است.))

 

بنابراین فقط عسلی میتواند استاندارد تعریف فوق را کسب کند و در ردیف عسل های طبیعی و مرغوب درجه بندی شود که خصوصیات ان مطابق شرایت زیر باشد.

1-داخل شان هایی با حجره های سر پوشیده باشد یا از چنان شانهایی استخراج شده باشد.

2-از تغلیظ شهد گلهای گیاهان مختلف توسط زنبور عسل تهیه شده باشد و حاوی مواد افزوده شده توسط زنبور عسل(انزیم/انتی بیوتیک و...)باشد.

3-رطوبت(اب)ان بیشتر از 19%نباشد.

4-خاکستر(مجموع مواد معدنی)ان بیشتر از0/25%نباشد.

5-در صورت ارائه شدن به صورت عسل شان روی سطح شان کثیف و الوده به تخم پروانه موم خوار نباشد و در صورت ارائه شدن به صورت عسل مایع حاوی رسوب یا نا خالصی های معلق در عسل نباشد.

 

جریان اولیه عسل یا شهد:

در بیشتر مناطق جریان شهد طبیعی با گلدهی گیاهانی چون شبدر/ شاه توت/لیموترش و بیدمشک شروع میشود.در ایران بدلیل گوناگونی اب و هوا در مناطق مختلف زمان گلدهی گیاهان مذکور متفاوت است. در این فصل بیشترین و بهترین عسل توسط زنبورها تولید میشود.به همین دلیل به ان جریان اولیه((شهد یا عسل))گفته میشود.در یک زنبورداری سود اور نتیجه جریان اولیه شهد باید تولید عسل مازاد درهر کندو باشد.با رعایت اصول صحیح مدیریت کلنی ها میتوان جمعیت انها را تا شروع جریان شهد به بیشترین تعداد ممکن رساند.هرچه جمعیت زنبوران بیشتر باشد تعداد زنبورهای مزرعه رو که به خارج از کندو میروند بیشتر خواهد بود و به این ترتیب شهد بیشتری به کندو اورده میشود.

 

((***زنبورها میتوانند از شربت شکر تقویت شده با ویتامین ها و مواد معدنی یا اب انواع میوه ها و سبزیها همانند شهد گلها عسل مرغوب بسازند.بنابراین برای زنبور فرق نمیکند که شهد گل مصرف کند یا شربت شکر. هر نوع عسل ساخته شده توسط زنبورهای عسل طبیعی و مرغوب است بخصوص اگر به شربت مصرفی مواد مغذی اضافه شود***))

صفات متعالی زنبور عسل:

انسان میتواند پشتکار/کار گروهی/تقسیم کار/ اتحاد/ نظم اجتماعی/ایثار/اینده نگری و...را از زنبور عسل بیاموزد.زنبورهای کارگر در طول عمر خود حد اکثر 40 کیلومتر پرواز میکنند و هر یک حدودا تا 1/5 گرم شهد از روی گلها جمع اوری میکنند.ظرفیت کیسه عسل موجود در بدن زنبورعسل 40 میلی گرم استیعنی هر زنبور با هر پروازتنها قادر است 40 میلی گرم شهد به کندو حمل کند.بنابراین با توجه به غلظت شهد نسبت به عسل و انجام یک محاسبه ساده در میابیم که زنبور عسل برای ساختن یک کیلوگرم عسل باید حدود50000پرواز انجام دهد و در هر پرواز چندین گل را ملاقات کند و عسلدان خود رت با شهد انها پر کند.به عبارت دیگر 1250 زنبور عسلباید در مدت کوتاه عمر خود جمعا 50000کیلومتر پرواز کنند و جان خود را فدا کنند تا یک کیلوگرم عسل ساخته شود.

 

در خصوص اینده نگری رموز زیادی در این حشره نهفته است.یک زنبور کارگر با این که میداند در فصل بهار حد اکثر 3 هفته زنده میماند ولی با تلاش هرچه بیشتر به ذخیره عسل برای زنبورهایی که بعدا به دنیا خواهند امد میپردازد.

 

زنبور عسل با شرکت در ضیافت گلها و سر زدن به گلهای مختلف علاوه بر گرده افشانی انها جام شهدشان را سر میکشد و شهد شیرین گلها را به یکی از مغذی ترینغذاها(عسل)برای خودش و برای انسان تبدیل میکند و به این ترتیب در حفظ و حراست از طبیعت جاندار و ممکن ساختن رفاه انسان نشان خدمتگزارترین مخلوق خداوند را ازان خود کرده است.

مهمترین ارزش زنبور عسل برای انسان:

زنبور عسل یکی از مفیدترین/مولدترین و شگفت انگیز ترین مخلوقات خداوند است که بدون ان زندگی بر روی کره زمین اگر غیر ممکن نشود بسیار مشقت بار و هولناک میشود.در غیاب زنبور عسل یا در شرایط عدم استفاده موثر از  زنبور عسل در تولید محصولات زراعی و باغی نیاز مند به این حشره برای گرده افشانی /قابلیت تولید در کشاورزی /منابع طبیعی/دامپروری و...به طور روز افزون کمتر میشود و با نابودی تدریجی این منابع ;گرسنگی/بیماری و مرگ و میر فراوان جایگزین زندگی میشود.

 

در حالی که کشاورزان و باغداران کشورهای پیشرفته از قرنها پیش از قابلیت گرده افشانی زنبور عسل به عنوان یکی از مهمترین عملیات در افزایش تولید و مرغوبیت محصولات زراعی و باغی استفاده کرده اند متاسفانه تا به امروز ما فقط به تولید عسل این حشره چشم دوخته ایم و هرگز تلاش موثری برای اموزش کشاورزان و باغداران و معتقد ساختن انها به اهمیت نقش گرده افشانی زنبور عسل نکرده ایم. بیشتر کشاورزان و باغداران ما به علت بی سوادی یا کم سوادی و عادت نداشتن به مطالعه و در غیاب مروجین کشاورزی فعال که باید اطلاعات لازم را به انها بدهند و روشهای علمی و اصولی تولید را به انها اموزش دهند غالبا با روشهای سنتی وبسیار کم بازده به تولیدی اندک مشغول بوده اند و همواره علاوه بر درامد ناکافی و زندگی مشقت بار خود خسارات بسیار هنگفتی را به اقتصاد ملی وارد کرده اند. البته مقصر این خسارات انها نبوده و نیستند;چرا که انها با تمامی توان بدنی و مالی کار میکنند و اگر راههای افزایش تولید را بدانند هیچ عنادی نسبت به روشهای پر بازده تر ندارند. لذا وظیفه ی تحصیل کرده ها  در علوم کشاورزی و به خصوص مروجین کشاورزی است که به طور مرتب روشهای صحیح تولید را به انها اموزش دهند و پیشرفتهای علمی جدید را به اطلاع انها برسانند.

 

عمده کشاورزان و باغداران ما علاوه بر نااگاهی از روشهای پر بازده تولید که در چند دهه اخیر در کشورهای پیشرفته رایج شده است متاسفانه بسیاری از اصول تولید در زراعت و باغداری را هم نمی دانند و به جرات میتوان گفت که عدم استفاده از زنبور عسل در گرده افشانی بسیاری از محصولت یکی از مهمترین این اصول است.عمده کشاورزان و باغداران ما در شرایطی که برای تولید محصولات زراعی و باغی به عمل گرده افشانی زنبور عسل نیاز مطلق دارند و عدم استفاده از زنبور عسل را با هیچ نوع عملیات دیگری نمی توانند جبران کنند زنبور عسل را خورنده گلهای محصولات خود میپندارند و به این حشره بهشتی به عنوان یک افت مینگرند اگر چه طرز فکر کشاورزان در مورد زنبور عسل بزرگترین اشتباه و نا اگاهی انها محسوب میشود و همین پندار غلط سالانه عامل کاهش چندین ملیون تن غذا در کشور ما بوده است ولی اشتباهات و نااگاهی های کشاورزان ما فقط به استفاده نکردن از زنبور عسل در گرده افشانی محصولات ختم نمیشود و متاسفانه به علت مجموع این نااگاهی ها و روشهای اشتباه مرسوم بوده است که عمده کشاورزان ما فقیرند و کشور ما از لحاظ واردات مواد غذایی رتبه اول را در جهان کسب کرده است.

 

به جز افرادی که به بیماری دیابت مبتلا هستند تمام افراد سالم بخصوص کسانی که فعالیت بدنی زیاد دارند مثل ورزشکاران و کارگران میتوانند از مصرف مناسب عسل به عنوان یک مکمل غذایی بسیار مغذی وانرژی زا بهره مند شوند. از عسل همچنین میتوان به عنوان مرهم و التیام دهنده زخمهای سطحی و دارویی موثر برای درمان برخی از بیماری ها استفاده کرد. انسانهایی که در طول زندگی همواره از عسل به عنوان مکمل غذایی تغذیه میکنند به خصوص زنبور داران که علاوه بر عسل از نیش زنبور عسل نیز برخوردار میشوند قطعا بدنی سالم تر و عمری طولانی تر دارند. علاوه بر موارد مذکور عسل و سایر فراورده های زنبور عسل کاربردهای بسیار متعدد دیگری در زندگی انسان دارند.

 

عموم مردم عسل طبیعی را به عنوان یک غذای مغذی میشناسند و چون قادر نیستند عسل طبیعی یا مرغوب را از عسل های تقلبی تشخیص دهند به هر نوع عسل مشکوک هستند و تصور میکنند عسل طبیعی در بازار یافت نمیشود. برخی از مردم نیز از بعضی خواص درمانی عسل اطلاع ندارند اما قدر مسلم این است که بسیاری از مردم از حقایق غذایی و درمانی عسل /گرده/موم/بره موم/ژل رویال و زهر زنبور عسل اطلاع درستی ندارند و این حقایق به خصوص در مورد عسل به عنوان یک غذا و دارو چنان اهمیتی دارد که داشتن اطلاعات کافی از انها برای عموم مردم بسیار ارزشمند وضروری خواهد بود.

 

((***بسیاری از محصولات گیاهی نیاز مطلق به گرده افشانی شدن توسط زنبور عسل دارند. چنان چه از زنبور عسل در عمل گرده افشانی گلهای این محصولات استفاده نشود ممکن است تا 70%بذور انها پوک شود یا تولید میوه انها از 50%تا90%کاهش یابد***))

 

باید به این حقیقت معترف شویم که اگر زنبور عسل 1000خاصیت داشته باشد مجموع خواص غذایی/دارویی و درمانی عسل و دیگر فراورده های زنبور عسل و سایر کاربردهای انها فقط یکی از 1000خاصیت زنبور عسل محسوب میشود. حال که ما برای خواص زاهری زنبور عسل; یعنی خواصی که در فوق عنوان شد فقط به اندازه یکهزارم کل خواص زنبور عسل را قائل شده ایم باید بتوانیم خاصیت دیگری از زنبور عسل را تشریح و اثبات کنیم که ارزش و اهمیت ان برای انسان و کل طبیعت هزار برابر ارزش عسل و دیگر فراورده های زنبور عسل باشد.البته واضح استکه کسی نمیتواند با عدد و رقم نسبت خواص مذکور به خاصیت اصلی زنبور عسلرا بیان کند و((1000برابر))نمایانگر اهمیت بسیار بیشتر خاصیت اصلی زنبور عسل نسبت به تولیدات این حشره است.

 

بسیاری از گیاهان مهم زراعی/باغی/مرتعی و جنگلی برای گرده افشانی شدن به فعالیت حشرات نیاز دارند.همچنین ثابت شده است که به طور میانگین قابلیت زنبور عسل در گرده افشانی این گیاهان دوبرابر مجموع سایر حشرات گرده افشان است. یک هکتار باغ سیب در غیاب زنبور عسل حدود 5تن محصول میدهد در صورتی که با استقرار 5کندوی قوی زنبور عسل میزان تولید سیب در یک هکتار به حدود 50تن میرسد. در یک مزرعه افتابگردان در غیاب زنبور عسل حدود 97%بذور یا تخم افتابگردان پوک میشود در صورتی که در حضور زنبور عسل میزان پوکی بذور به 3%میرسد.سایر گیاهان وابسته به عمل گرده افشانی زنبور عسل نیز به طور کم و بیش چنین الگویی از تولید را دارند.

 

در کشورهای پیشرفته هیچ یک از محصولات زراعی و باغی که برای گرده افشانی شدن به زنبور عسل نیاز دارندفصل گل دهی را در غیاب زنبور عسل سپری نمیکنند. در کشورهای پیشرفته باغداران و کشاورزان یا خود از تعداد کافی کندو نگهداری میکنند و یا چند ماه قبل از گل دهی محصولات با یک زنبوردار قرارداد منعقد میکنند و به ازای هرکندو مبلغی به زنبوردار میدهند که در زمان مناسب زنبوردار به تعداد مشخص شده در قرارداد کندوهای پر جمعیت زنبورعسل را به باغ یا مزرعه انها بیاورند و به هر حال تحت هیچ شرایطی هیچ باغدار یا کشاورزی به خود اجازه نمیدهد که فصل گل دهی محصولاتش بدون زنبور عسل سپری شود چرا که بدون زنبور عسل به شدت از میزان تولید و مرغوبیت محصولات زراعی و باغی خاص کاسته میشود .

 

با توجه به اهمیت و نقشگرده افشانی زنبور عسل در میزان تولید و مرغوبیت محصولات زراعی و باغی ببینیم که در کشور ما تا چه حد از زنبور عسل در باغداری و زراعت استفاده میشود.با کمال تاسف باید به این سهل انگاری واضح و تلخ و بنیان سوز در کشاورزی و باغداری کشورمان اعتراف کنیم که تا کنون هیچ تلاشی برای اموزش کشاورزان و باغداران در خصوص استفاده از زنبور عسل در گرده افشانی محصولات زراعی و باغی خاص انجام نشده است.کشاورزان و باغداران کشور ما به طور سنتی چنین می پنداشته اند و میپندارند که زنبور عسل گلهای درختان میوه یا محصولات زراعی را میخورد و وقتی گل از بین برود میوه یا بذری تشکیل نمیشود.به این ترتیب انها چنین میپندارند که زنبور عسل برای زنبوردار عسل تولید میکند و برای محصولات انها یک افت خطرناک محسوب میشود. اری با این طرز فکر و برداشت از زنبور عسل طبیعی است که کشاورز و باغدار به هیچ قیمتی زنبوردار و زنبورستانش را به باغ یا مزرعه اش راه ندهد.

 

 

حال ببینیم که عواقب طرز فکر عمده کشاورزان و باغداران ما در مورد زنبور عسل چیست و این اطلاعات غلط چه مصیبتی را برای کشاورزان و باغداران و برای اقتصاد ملی و در نهایت برای سرنوشت ایندگان ما به بار میاورد.وقتی زنبوردار نتواند از شهد انبوه گلهای باغ و مزارع استفاده کند کندوهای خود را به مناطقی میبرد که باغ یا مزرعه شخصی کسی نباشد و در نتیجه باغها و مزارعی که نیازمند گرده افشانی شدن توسط زنبور عسل هستند توسط این حشره گرده افشانی نمیشوند و سایر حشرات نیز هرگز قادر به گرده افشانی محصولات همچون زنبور عسل نخواهند بود و در نتیجه از میزان تولید و مرغوبیت این محصولات به شدت کاسته خواهد شد. جالب اینجاست که از بین تمام حشرات فقط زنبور عسل است که متخصص گرده افشانی است و زنبور عسل نه تنها عمل گرده افشانی را به مراتب کافی تر از سایر حشرات انجام میدهد بلکه محصولات گرده افشانی شونده توسط زنبور عسل از لحاظ مرغوبیت (اندازه/طعم/مزه وخواص غذایی)نیز بهتر از محصولات گرده افشانی شده توسط سایر حشرات است.به علت اعتقاد بیشتر زارعین و باغداران کشور ما به نقش زنبور عسل میزان تولید و مرغوبیت محصول در بیشتر باغها و مزارع در حدی کمتر از نصف و در مواردی کمتر از 20%امکان بلقوه تولید بوده است. متاسفانه به علت نا اگاهی کشاورزان و باغداران از
ادامه نوشته

لغات انگلیسی زنبورعسل

انبر

tongs

زنبورعسل

Bee

زنبورطلايي

cockchafer

زنبورخوار

Bee eater

زنبورداري

apicuture

زنبوري

Honey comb bed

ملكه زنبورعسل

gueen

زنبورعسل

Honey-bee

غارت زنبورعسل

plunder

موم زنبورعسل

Wax

سينه زنبورعسل

thorax

بال زنبورعسل

wing

پاي عقبي زنبورعسل

Hind leg

پاي وسطي زنبورعسل

Middle leg

ران زنبورعسل

femor

چشمهاي مركب زنبورعسل

Compound eye

مورفولوژي زنبورعسل

Morphology of a bee

ژله رويال زنبورعسل

Royal jelly

لارو زنبورعسل

larvae

نيش زنبورعسل

sting

عسلدان زنبورعسل

Honey stomach

بال جلوئي زنبورعسل

Fore wing

سلول باز زنبورعسل

Brood cell(open)

سلول عسل

Honey cell

سبد گرده زنبورعسل

Pollen basket

لب بالا زنبورعسل

labrum

ارواره پائين زنبورعسل

maxillae

خرطوم زنبورعسل

probocis

پس ران (بند دوم) زنبورعسل

throchanter

ساق پا زنبورعسل

tibia

خاري كه براي جدا كردن موم در پاي مياني زنبورعسل مي باشد

Tibia spine

زنبور

Bee ,wasp

زبور درشت

hornet

زنبورعسل نر

drone

مرغ زنبورخوار

titmouse

زنبورك

falconet

كندو زنبورعسل

Bee hive

عسل،انگبين

Honey

عسلك

Honey-dew

شانه عسل

Honey comb

سر زنبورعسل

head

شكم زنبورعسل

abdomen

حلقه ها

segnent

پنجه زنبورعسل

hail

پاي جلويي زنبورعسل

Fore leg

خرطوم زنبورعسل

mouthparts

انتن زنبورعسل

antenna

كارگرزنبورعسل

Honey bee worker

تخم زنبورعسل

egg

شفيره زنبورعسل

pupae

قلاب بالها

hamuli

روده زنبورعسل

stomach

بال عقبي زنبورعسل

Hind wing

سلول گرده زنبورعسل

Beebred cell

سلول بسته زنبورعسل

Brood cell(capped)

چشمهاي ساده زنبورعسل

Simple eye

ارواره بالا زنبورعسل

mandibol

لب پائين زنبورعسل

labium

پيش ران زنبورعسل

coxa

ران(بند سوم) زنبورعسل

femor

پنجه زنبورعسل

tarsus

خاري كه در پاي جلويي زنبورعسل براي پاك كردن انتن مي باشد

antenadeaner

غلاف نيش زنبورعسل

sheat

دهان زنبورعسل

Mouth

پيش معده زنبورعسل

Prorentryculus

روده كوچك زنبورعسل

ileum

لوله هاي مالپيگي

Malpgian tube

دستگاه تنفسي زنبورعسل

Tracheat respiratory sistem

كيسه هاي هوايي

Air sac

موم عاج دار

Drone cell foundation

دودي

Smoker

انبرك

Hive tool

كاردك پولك بردار

Capping scratchers

كاردك برقي پولك بردار

Honey uncapping

الكستراتور

Honey extracturs

درب كندو

Outer cover

بره موم زنبورعسل

propolis

بيماري قارچي

Chalk brood

بيماري سنگي

Stone brood

بيماري فلج مزمن

Chronic bee pralysis

بيماري نوزما

Nosema disease

بيماري اميبي

Amoeba disease

لوك امريكائي

American foul brood

سرما خوردگي نوزادان زنبورعسل

Chilled brood

گرمازدگي نوزادان زنبورعسل

Overheated brood

كنه واروا

Varroa mites

كنه اكارين

Acarapis woodi

پروانه موم خوار

Wax moth

شپش زنبورعسل

Honey bee lice

مورچه ها

ants

زنبورهاي خرمايي

hornets

شكرك زدن عسل

granulated

بچه دهي زنبورعسل

swarming

دگرديسي كامل

metamorphosis

بهگزيني زنبورعسل

selection

كندوي شروع كننده

Hive starter

كندوي خاتمه دهنده

Hive finisher

زنبورخوارها

meropidae

عنكبوتهاي كروي

argiopidae

عنكبوتيان

arachnids

عنكبوتهاي جهنده

salticus

گرگ زنبوران

philanthus

گرگ زنبور اروپائي

Philanthus triangulum

زنبور قرمز

Vespa mandarina

سوسكهاي تاولزا

meloidae

شپشك زنبورعسل

Braula coeca

بيدها

Wax moth

بيد موم خوار كوچك

Galleria mellonella

بيد موم خوار بزرگ

Achroiya grisella

عامل بيماري اكاريوز

Acar apis woodi

عامل بيماري اميبي

Malpigha moeba mellifica

بيماري پولك پودري

Powdery scale disease

عفونت عمومي بدن(سپتي سمي)

septicemia

فلفلدان

Pepper box

مخترع الكستراتور

Franzvon hrutsxhka

عسل يكدست

monoflor

عسل مخلوط

polyflor

پروانه كله مرده

Acherontia atrops



حس بینایی در زنبورعسل

بینایی زنبور عسل به وسیله پنج عدد چشم تامین می گردد. دو چشم مرکب در دو طرف سر و سه چشم ساده و بسیار ریز که در بین دو چشم مرکب و در وسط پیشانی قرار دارند.

درباره این سه چشم و طرز فعالیت آنها هنوز چیزی معلوم نشده ولی ساختمانشان بسیار ساده و خیلی ابتدایی است به طوری که باید معتقد شویم که حداکثر قادرند به زنبور بفهمانند که نور از کدام سمت می آید و یا خورشید در کدام سمت قرار دارد.

کار بینایی اصلی به عهده دو چشم مرکب است. هر چشم ملکه و کارگر از 5000 و زنبور نر از 10000 چشم منفرد تشکیل می شود. هر یک از این چشم ها را یک چشم ساده و مجموعه را یک چشم مرکب می نامند. هر چشم ساده به تنهایی مثل دوربین فیلمبرداری قادر است فقط مقدار بسیار کوچکی از محیط خود را ضبط و تجسم نماید ولی همه چشم ها با هم محیط های کوچک را موزائیک وار در مغز زنبور کنار هم گذاشته و وی را قادر به دیدن یک محیط نسبتا وسیع می نمایند.

قدرت دید زنبورعسل بسیار بد است و اجسام را مثل انسانی می بیند که خیلی نزدیک بین بوده و عینک را از روی چشم ها برداشته باشد. بنابراین قدرت بینایی انسان خیلی قوی تر و بهتر از قدرت دید چشم های زنبورعسل است. به طور کلی چشم های انسان اجسام را حدود 80 بار دقیقتر از چشم های زنبور عسل می بیند.

چشم های زنبور عسل قادر به تشخیص یک عده از رنگ ها که چشم های ما آنها را می بیند نمی باشد ولی از طرف دیگر وی یک عده از رنگ ها را تشخیص می دهد که چشم های ما قادر به دیدنشان نیستند. به طور کلی چشم های انسان طول موجهای بین 400 تا 800 میلی مو را می بیند ولی چشم های زنبور عسل طول موج های 300 تا 650 میلی مو را تشخیص می دهد.

معنی این موضوع این است که زنبورعسل قادر نیست رنگ قرمز را تشخیص دهد و حال آنکه انسان به راحتی آن را می بیند ولی وی رنگ و یا شاید رنگ های ماوراء بنفش را که برای انسان فقط یک رنگ خیالی است و چشم هایش قدرت دید و جذب آن را اصلا ندارد امواجش به وسیله ی چشم های زنبور عسل جذب شده و برایش یک رنگ و یا حتی یک سلسله از رنگ های واقعی است. زنبور ماوراء بنفش را به صورت رنگ هایی می بیند که چشم های ما حتی قادر به تصور آن نیز نمی باشند.

به طور کلی رنگ هایی را که چشم های زنبورعسل قادر به تشخیص آن می باشند عبارتند از : نارنجی, زرد, سبز, سبز آبی, آبی, آبی بنفش و ماوراء بنفش. بین این رنگ ها وی نارنجی و زرد و سبز را به زحمت از یکدیگر می تواند تشخیص دهد و برعکس ماوراء بنفش را خیلی راحت از همه رنگ ها تمیز می دهد. از بین گل ها رنگ های آبی و زرد برای زنبور عسل خیلی واضح بوده و وی را جذب می کنند, در صورتی که به گل های قرمز رنگ توجهی ندارند و معمولا هم رویشان نمی نشینند.

گل شبدر قرمز گو اینکه به چشم ما قرمز است ولی در حقیقت مخلوطی است از رنگ های قرمز و آبی. چشم های ما رنگ قرمز و چشم های زنبور عسل رنگ آبی آن را جذب می نماید. بدین طریق ما این گل را قرمز و زنبور عسل آن را آبی می بیند و گل خشخاش قرمز یا شقایق که باعث تعجب دانشمندان زنبور شناس شده بود.

چون دانشمندان ملاحظه کرده بودند که با وجود اینکه زنبور قادر به تشخیص رنگ قرمز نیست و معمولا آن را خاکستری و اگر قرمز تیره باشد آن را سیاه می بیند و به همین دلیل هم روی گل های قرمز رنگ نمی نشیند ولی استثناء روی گل خشخاش با وجود قرمز تند بودن رنگ آن نشسته و از آن گرده گل به فراوانی جمع و به کندو حمل می نماید. این استثناء دانشمندان را تحریک به بررسی و تحقیق نمود.

آنها با استفاده از اسپکتروسکوپ ثابت کردند که نوری که از خورشید بر روی گلبرگ های قرمز رنگ خشخاش می تابد مقدار زیادی اشعه ماوراء بنفش یعنی نورهای با طول موجهای بین 300 تا 400 میلی مو از خود منعکس می کنند و چشم های زنبور که در مقابل رنگهای ماوراء بنفش حساسند آنها را دریافت و جذب می نمایند. بدین طریق همان گل خشخاش که رنگش در چشم ما قرمز تیره است زنبور آن را به رنگ ماوراء بنفش می بیند.

تعجب نکنید اگر گفته شود که تعداد زیادی از گل های سفید رنگ در طبیعت را زنبور عسل رنگی می بیند. این موضوع ادعا نیست، حقیقتی است بررسی شده که باعث آن می گردد که دنیای رنگی ما با دنیای رنگی زنبور عسل کلی تفاوت داشته باشد.

از آنچه تاکنون درباره طرز دیدن رنگ ها به وسیله زنبور گفته شد زنبوردار می تواند این نتیجه جالب را بگیرد که هرگاه خواست کندوهایش را رنگ کند تا زنبور هنگام فعالیت و آوردن بار بتواند براحتی کندویش را تشخیص دهد هرگز دو کندوی رنگ شده به رنگ های سیاه و قرمز تیره را پهلوی هم نگذارد.

چون زنبور هر دو را سیاه دیده و هنگام بازگشت نمی تواند آنها را از همدیگر تشخیص دهد. برای رنگ کردن کندوها بهترین و واضح ترین رنگها از چشم زنبور عسل عبارتند از : زرد, آبی, سیاه, سفید. امروزه هم عملا در تمام زنبورداری های دنیا از همین چهار رنگ برای رنگ کردن کندوها استفاده می شود. تنها به جای سیاه از رنگ قرمز استفاده می شود که برای زنبور عسل هم فرقی ندارد.

خورشید برای زنبورعسل تنها سرچشمه گرما و نور نیست بلکه وسیله مهمی برای جهت یابی نیز می باشد. یعنی قبله نمای وی هم هست. این موضوع حتی در مواقعی که خورشید زیر ابرهای نه چندان ضخیم پنهان باشد صادق است چون وی خورشید را از زیر ابرها هم می تواند ببیند.

دلیلش هم این که هنگامی که خورشید زیر ابر رفت از لابلای ابرها مقدار زیادی از اشعه های ماوراء بنفش خود را عبور می دهد و ما می دانیم که چشم های زنبور عسل در مقابل این اشعه بسیار حساس بوده و آن را به سهولت جذب می نمایند و درنتیجه محل خورشید را از راه محل نفوذ اشعه ماوراء بنفش دقیقا تشخیص می دهند.

 

 

فیزیولوژی دستگاه تولید زهر

سیستم ترشح زهر در زنبور عسل این سیستم از یک غدهء کوچک بازی و یک غدهء کوچک اسیدی تشکیل شده است . زهر از این دو غده ترشح شده و به داخل کانالهای زهر جریان می یابند. غدد زهری بسیار پیچیده و منشعب هستند . اجزای سازندهء زهراز سلولهای ترشحی ترشح و توسط کانالهای فرعی به کانال اصلی و ازآنجا به کیسهء زهر هدایت می شوند.

چگونگی تولید زهر و عوامل موثر در آن :

کار غدد زهری در زنبور کارگربلافاصله بعد ازبلوغ شروع شده و حداکثر تولید آن ۲-۳ هفته ادامه می یابد اما ساخته شدن تمامی اجزای زهر در یک زمان انجام نمی شود. همچنین بین مقدار گرده موجود در طبیعت و تولید زهر رابطهء مستقیم وجود دارد به گونه ای معمولا” در فروردین و اردیبهشت تولید زهر افزایش می یابد. و در زنبوران تولید زهر در اثر تحلیل غدد زهری کاهش می یابد .

زنبوران کارگر جوان به محض خروج از جایگاهشان دارای ذخیرهء زهری بوده که به تدریج افزایش می یابد این مقدار معمولا” در دو هفتگی به حداکثر مقدار خود می رسد . یک زنبور کارگر می تواند ۲-۳ میکرولیتر تولید نماید.

Apis Dorsata بیشترین مقدار زهر را نسبت بهApis Mellifira تولید می کند ازهر ۱۰۰۰۰ زنبور ۱ گرم سم خشک بدست می آید. بطور کل غذاهایی که حاوی هیدرات کربن کمتر از مواد آلبومین دار در تولید زهر دخالت دارند.

ساختمان نیش :

در زنبورهای کارگر و ملکه نیش اندام تخمریزی تغییر شکل یافته ای است که بصورت یک اندام دفاعی می تواند از بدن زنبور بیرون بیایید . علاوه بر این نیش ملکه در مکانیسم استقرارمستقیم تخم در داخل حجره ها نقش دارد. نیش بطور کلی از تغییر شکل پوست های حلقه های ۸ و۹ شکمی بوجود می آید.

طول نیش در زنبور عسل mm5-6 بوده که دارای ۱۴-۱۶ دندانه یا خار می باشد که پس از فرورفتن آن به داخل بدن مانع خروجش می شود.

چگونگی نیش زدن :

این عمل در زنبورهای کارگر به ۲ صورت انجام می شود :

حالت (۱) : زنبور به آرامی و بدون عجله نیش خود را به داخل بدن انسان یا حیوان فرو کرد و پس از تزریق زهر آن را به آرامی خارج می کند.

حالت (۲) : زنبور به به سرعت حمله کرده و نیش خود را فرومی کند و در این حالت عموما” با توجه به ساختمان نیش که اره ای شکل می باشد بزر اثر تلاش برای خارج کردن نیش و فرار از خطر نیش به همراه کیسهء زهر و حتی روده هایش از بدن خارج شده و روی بدن موجود باقی می ماند این زنبور بعد از مدت کوتاهی می میرد .

نیش در حالت عادی بطرف شکم جمع شده و در صورت لزوم یک ماهیچهء مخصوص به خارج فرستاده می شود گنجایش کیسهء زهر 0/2 – mg 0/3 است . فرو کردن نیش در داخل بدن دشمن توسط حرکات جلو و عقب رفتن و لرزش توام با فشار و بلاخره پمپاژ و خالی کردن زهر در محل گزش می باشد .

نیش همانند کمانی فنرمانند عمل می کند و از دو قسمت راست و چپ تشکیل شده است که حرکات این دو قسمت متقابل بگونه ای است که یک قسمت جلو رفته و قسمت دیگر عقب نشینی می کند . پس از جدا شدن نیش از بدن زنبور عضله هایی که باعث حرکات نیش می گردند باعث ادامه یافتن عمل پمپاز زهر به داخل بدن می شود.

حس چشایی در زنبور عسل

می دانیم که غذا و خوراک زنبورعسل بسیار محدود بوده و از شهد و گرده گل منحصرا تشکیل می گردد.

بنابراین باید حدس زد که حس چشایی وی نیز ضعیف است چون طبیعت از نعمت های خوردنی فراوان خود فقط همین دو نوع غذا را در اختیارش گذاشته که برای رشد و زندگی زنبورعسل کافی نیز هست. اما در عمل وضع به طریق دیگری است. حس چشایی زنبورعسل طوری است که مثل انسان قادر به تشخیص مزه های شیرین، ترش، تلخ و شور است. حس چشایی شیرینی وی از انسان ضعیف تر می باشد.

هرگاه در یک لیتر آب 20 گرم شکر مخلوط کنیم برای پروانه ها, قزل آلا و انسان شیرین, ولی برای زنبورعسل بی مزه خواهد بود. البته این کار نیز حکمت خودش را دارد چون این وضع باعث آن شده که :

  • زنبورعسل دنبال شهد هایی که کمتر مواد قندی دارند نرفته و تنها در جستجوی شهدهای غلیظ باشد و در نتیجه انرژی که وی برای حمل هر کیلو عسل به کندو صرف می نماید خیلی کمتر می شود.
  • تبدیل نمودن شهد غلیظ به عسل نیز به زمان و انرژی کمتری نیاز دارد که این هم به نفع زنبور عسل است.
  • بدین طریق وی قادر است که در واحد زمان مقدار عسل زیادتری به کندویش بیاورد.

بد نیست بدانید که قوی ترین حس چشایی مزه شیرین را پروانه دارند.

بیش از 25 نوع از قندها در دهان ما شیرین و از نظر زنبور عسل بی مزه اند. به طور مثال قند فروکتوز در دهان زنبور عسل شیرین و قند ساکارین بی مزه است. در صورتی که هر دو در دهان انسان شیرین و حتی به یک اندازه شیرینند. اگر مقدار زیادی ساکارین را با آب مخلوط کرده و در اختیار زنبور قرار دهید هر اندازه گرسنه هم باشد باز از آن نمی خورد. چون در ذائقه اش چیزی جز آب خالص حس نمی کند.

قندهای موجود در شهد گل هایی که مورد استفاده زنبور عسل هستند همگی از انواعی تشکیل شده اند که از نظر وی شیرینند. مقدار قند موجود در شهد گل ها متفاوت بوده و معمولا بین 25 درصد تا 75 درصد می باشد. هر چه مقدار درصد قند شهد زیادتر باشد زنبور عسل زودتر به سمتش جلب می شود. حس چشایی مزه تلخ در زنبور عسل خیلی ضعیف است. به طوری که هرگاه در شربت آنقدر مواد تلخ کننده مثل کنین مخلوط کنید که از نظر انسان تلخ و غیر قابل خوردن باشد زنبور آن را بدون احساس کوچک ترین ناراحتی خورده و یا به کندویش حمل می نماید.

حس  بویایی در زنبورعسل

هرگاه در باغی که در آن انواع گل ها وجود دارد به پرواز زنبورها توجه کنیم خواهیم دید که زنبوری که مشغول مکیدن شهد است فقط روی یک نوع از گل ها می نشیند و به انواع دیگر گل های همان باغ اصلا توجهی ندارد و وقتی که از روی گل بلند شد دوباره روی یکی دیگر از همان نوع گل یا شکوفه می نشیند.

به طور مثال اگر در باغی شکوفه های گلابی و سیب و هلو و گیلاس وجود داشته باشد زنبوری که مشغول مکیدن و جمع آوری شهد از روی شکوفه های گیلاس باشد شکوفه های گلابی و سیب و هلو را نادیده گرفته و فقط از روی یک گل گیلاس بر روی گل گیلاس دیگر پرواز کرده و منحصرا شهد گل های گیلاس را می‌مکد.

نتیجه اش هم تلقیح شدن گل ها گیلاس و در آخر ازدیاد محصول گیلاس است. وی تا زمانی که آخرین گل گیلاس را تلقیح نکرده باشد کاری به کار سایر شکوفه ها ندارد. تنها زمانی پرواز برروی گل های دیگر مثل هلو را شروع می کند که آخرین گل گیلاس را بارور کرده باشد. اصلا شغل اصلی زنبور عسل بارور کردن گل هاست که در مقابل انجام این کار فورا مزدش را به صورت شهد از وی دریافت می دارد. این یک قاعده و قانون دو جانبه ای است که طبیعت به صورت وظیفه برای زنبور عسل معین نموده که زنبور گل ها را بارور می کند, گل ها هم شهد و گرده را که تنها غذای زنبور عسل است به وی می دهند تا بتواند از آن خورده و زنده بماند.

رنگ های مختلف گل ها فقط به خاطر این نیست که طبیعت را برای ما آدمیان زیبا و قشنگ جلوه دهد بلکه برای جلب حشرات و بخصوص زنبور عسل هم است. همه گل های رنگی به خاطر آن بوجود آمده اند که به کمک رنگ هایشان حشرات را به سمت خود جذب نموده و بارور شده و تولید نسل نمایند. همان طور که میدانید قدرت بینایی زنبور عسل ضعیف است ولی حال باید بدانید که قدرت تشخیص رنگ هایش خوب بوده و اگر در جمع آوری شهد نقصی وجود داشته باشد حس بینایی رنگی و حس بویایی این نقص و کمبود را جبران می کنند.

وسیله بوییدن زنبور قادر به تشخیص انواع و اقسام گل ها و شهدشان از یکدیگر است. حس بویایی در زندگی زنبور عسل نقش بسیار مهمی را بازی می کند. از مدت ها پیش دانشمندان در جستجوی عضو یا محلی بودند که مرکز اصلی تشخیص بوها می توانست باشد. تنها همین اواخر - کارل فن فریش - توانست به کمک یک سلسله از آزمایش ها ثابت کند که مسئولیت بوییدن به عهده شاخک های زنبور عسل است. قسمت اصلی هر شاخک از هشت قطعه متصل به هم درست شده که در زیر میکروسکوپ در روی هر قطعه تعدادی برآمدگی و فرورفتگی دیده می شود. زیر هر برآمدگی و همچنین زیر هر فرورفتگی اعصابی وجود دارند که وظیفه آنها دریافت اثرات بو و انتقال آن به مغز به منظور تشخیص و ایجاد عکس العمل است.

بنابراین برآمدگی ها و فرورفتگی های شاخک ها دستگاه اصلی دریافت کننده بوها هستند که در این بین برآمدگی ها بوها را به طور زودگذر و خیلی سریع دریافت نموده و باعث آن می شوند که زنبور بتواند به سرعت در مقابل آن عکس العمل نشان دهد و حال آن که فرورفتگی ها بوها را کمی دیرتر دریافت می نمایند ولی در عوض مدت زیادی آنها را داخل خود نگه داشته و از وضع و نوع و مقدارش دقیقا آگاه شده و زنبور عسل را در جریان می گذارند.

بین فرورفتگی ها و برآمدگی ها تعداد زیادی مو به چشم می خورد که آنها وظیفه دیگری به عهده دارند و وجودشان در بررسی و دریافت بوها موثر نیست. به کمک این موهای فراوان زنبور عسل اجسام مختلف را لمس می کند بنابراین موهای شاخک ها حس لامسه زنبورها می باشند.

امروزه از قدرت بویایی زنبور عسل باخبریم و حتی به خوبی می دانیم که قدرتش فقط اندکی قوی تر از قدرت بویایی انسان است. در نتیجه اعتقادات عامیانه که زنبور عسل قادر است بوی گل ها را از چند کیلو متری تشخیص داده و به سمتش پرواز کند صحیح نیست. ولی چیز دیگری که حتی تصورش برای ما انسان ها مشکل است این است که زنبور با دریافت بو از یک جسم شکلش را نیز تشخیص می دهد بدون اینکه آن را به چشم دیده باشد، یعنی زنبور عسل اجسام را سه بعدی یا پلاستیکی بو می کند.

البته درک این موضوع برای ما مشکل است چون چنین دستگاهی در بدن ما کار گذاشته نشده و چنین حسی در ما وجود ندارد در نتیجه ما با آن اصلا آشنایی نداریم. زنبور عسل علاوه بر بوهای خوب و دلپسند بوهای بد و متعفن را نیز تشخیص می دهد. به طور مثال هرگاه در محلی بدن حیوان مرده ای در حال گندیدگی بوده و بوی تعفن آن در فضا باشد از آن منطقه عبور نمی کند.

غده بویایی زنبور عسل که در پشت وی بین آخرین حلقه کتینی و حلقه ما قبل آخر وجود دارد, کارش تشخیص بوی جمعیت خودش است و به کمک آن فقط قادر است پس از پایان پرواز و هنگام بازگشت کندوی خود را بین سایر کندو های زنبورستان پس از پیدا کردن بو کرده و اشتباها به کندوی دیگری وارد نشود.

اینکه زنبور عسل بیشتر به کمک حس بویایی به سمت گل ها راهنمایی می شود یا به کمک حس بینایی دانشمندان این طور جواب داده اند که وی از دور به کمک حس بینایی و با دیدن رنگ گل ها به سمتش راهنمایی می شود و هنگامی که به نزدیکی گل ها رسید با استفاده از حس بویایی خود گل مورد نظرش را پیدا می کند.

تشریح معده زنبورعسل

این حشره با تمام کوچکی اش دو معده دارد، شهد گلهای مکیده شده وارد معده اول می شود که بوسیله دریچه ای به معده دوم مربوط است . معده دوم عملیات گوارشی را انجام می دهد.


معده اول را کیسه عسلی یا چینه دان می گویند کلیه مراحل تبدیل شهد به عسل در این معده انجام گرفته و عسل رسیده و آماده شده از طریق خرطوم زنبور به سلولهای مومی شکل ریخته می شود. کیسه عسلی به وسیله دریچه ای به معده دوم ( معده اصلی ) منتهی می شود زنبور عسل در صورت لزوم جهت تغذیه خویش با اندک فشار بوسیله ماهیچه های اطرافش دریچه را باز می کند و از این طریق عسل مورد نیاز زنبور وارد معده اصلی شده و صرف تغذیه آن می شود و سایر عملیات از جمله گوارش و دفع مدفوع مربوط به این معده می باشد.

بعضی از افراد فکر می کنند که عسل مدفوع یا فضولات زنبور عسل است در صورتیکه کاملا اشتباه است مدفوع زنبور عسل ماده ای است آجری رنگ تا قهوه ای که عموما خارج از کندو دفع می شود و به هیچ وجه قابل استفاده نمی باشد در صورتیکه عسل محصول داخلی کندو و یک ماده غذایی بوده و با مدفوع زنبور قابل مقایسه نیست. بنابراین عسل نه تنها مدفوع زنبور نیست بلکه هیچ رابطه ای بین عسل و مدفوع زنبور وجود نداشته و ندارد. به هر حال باید دانست که عسل ماده حیات بخشی است که از مواد بی شمار زنده گل و گیاه ترکیب یافته است نه از فضولات گل یا زنبور.

نداشتن گوش در زنبوران عسل

حس شنوایی به مفهوم دریافت امواج صوتی و تبدیل آن به صدا به حالتی که در پستانداران دیده می‌شود، در زنبور عسل وجود ندارد.

دکتر قاضی عضو هیات علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی گفت: امروزه ما قادریم در مورد تعدادی از حس‌های زنبور عسل، بخصوص حس بینایی و تشخیص رنگ‌های مختلف اظهارنظرهای قاطعی کنیم و به کمک آزمایش‌های مختلف، وضع و قدرت تعداد دیگری از حس‌ها مثل حس شنوایی، بویایی، لامسه و... تا حدودی روشن شده است.

وی گفته: تحقیق درباره حواس مختلف زنبور عسل در قرن‌های اخیر و در آزمایشگاه‌های مختلف جهان نشان می‌دهد که در زنبور عسل حس‌هایی وجود دارد که در انسان دیده نمی‌شود.

دکتر قاضی سپس در مورد حس شنوایی زنبور عسل، اضافه کرده: اگر مقصود از شنوایی دریافت امواج صوتی بسیار توسط عضو خاصی از بدن و تبدیل آن به صدا باشد، یعنی همان کاری که گوش در بدن انسان و سایر پستانداران انجام می‌دهد، چنین عضوی در زنبور عسل وجود ندارد و زنبور عسل اصلا گوش ندارد.

وی افزوده: هرگاه زنبور روی جسم سخت و محکمی مثل تخته ایستاده باشد و ضربه‌ای به تخته وارد شود، فورا عکس‌العمل نشان داده و خود را جمع و یا پرواز می‌کند، ولی این دلیل بر شنیدن صدای ضربه بوسیله زنبور نیست، بلکه وی به وسیله دست و پاهایش و بعلت ظرافت فوق‌العاده آن‌ها تنها امواج لرزشی را حس کرده و واکنش نشان می‌دهد.

وی در ادامه توضیح داده: به کمک آزمایش‌های متعدد معلوم شده که زنبورها فقط امواج با طول موج خیلی بلند که مربوط به صداهای کلفت است را دریافت کرده و در مقابل آن واکنش نشان می‌دهند، این موضوع باز هم دلیل بر داشتن حس شنوایی و گوش نیست.

دکتر قاضی همچنین تاکید کرده: زنبورها قادر نیستند بین صداهای کلفت مختلفی که دریافت می‌کنند فرق گذاشته و تفاوت‌هایشان را درک کنند.

بکرزايي در زنبور عسل :

بکرزايي در زنبور عسل :

جمعيت زنبور ها ي عسل شامل سه طبقه اجتماعي با ساختمان بدني کاملا مشخص است که عبارتند از يک ملکه ، ده ها يا صد ها زنبور نر و حدود ۲۰ تا ۸۰ هزار زنبور کارگر . ملکه و نرهاي بدون نيش بارورند و عمل اصلي آنها توليد مثل کردن است . کارگر ها که جثه اي کوچکتر دارند ، همگي ماده هاي عقيمند . کارگر ها لانه يا کندو را مي سازند ، از کلوني در برابر زنبور هاي غريبه و دشمنان محافظت مي کنند ، غذا جمع مي آورند ، به ملکه و نر ها غذا مي دهند و از نوزادان پرستاري مي کنند .

تعيين جنسيت در زنبور به لقاح بستگي دارد. زنبورهای دیپلوئید دارای 32 کروموزوم هستند و بنابراین گامت های آنها 16 کروموزوم دارند. زنبورهای نر هاپلوئید و 16 کروموزوم دارند، نرها چون هاپلوئیدند نمی توانند میوز انجام دهند بنابراین گامت های آن ها از طریق میتوز ایجاد می شوند. درزنبور بعضی تخمک ها با گامت نر لقاح انجام می دهند و ماده هاي ديپلوئيد را بوجود مي آورند (2n=32) و تخمك هاي لقاح نيافته به صورت بكرزايي (پارتنوژنز) تكثير كرده و نرهاي هاپلوئيد و بارور را ايجاد می کنند (n=16)

هنگامي که جمعيت درون يک کندو بيش از حد شود ملکه ،چند زنبور نر و چندين هزار کارگر از کلوني جدا مي شوند . اين زنبور هاي مهاجر به طور موقت بر روي درخت يا جايگاه مناسب ديگري ساکن مي شوند تاکندويي تازه يافت شود. درکندوي قبلي هم کارگرها ي باقيمانده به پرورش چند تخم ملکه درجايگاه هاي بزرگ و ويژه مي پردازند . ازاين تخم ها،ملکه اي تازه پديد خواهد آمد . نخستين ملکه اي که از جايگاه خود خارج شود ،فورا" به جستجوي جايگاه هاي ساير ملکه ها مي پردازد و بانيش زدن آنها را از پا درمي آورد . ملکه درحين پرواز به هوامي رود و درآنجا ميليونها اسپرم دريافت مي دارد . اين اسپرم ها درکيسه هاي واقع در درون شکم ذخيره مي شوند . اسپرم هاي دريافت شده از همين يک بار جفتگيري تاآخر دوره تخم گذاري ملکه ، باقي مي مانند . درميان تخم هايي که يکي يکي درجايگاه نهاده مي شوند ، بعضي حتي دربدن ملکه ي جوان هم بارور نمي شوند . درملکه ي پيري که ذخيره اسپرم هاي خود را به پايان رسانده ،هيچکدام از تخم ها بارور نمي شوند و تخم هاي بارور نشده ،زنبورهاي نررا مي سازند . چنين رشد محروم از پدري راکه معمولا" درميان حشرات اجتماعي فراوان است بکرزايي طبيعي گويند . تخم هاي بارور شده مبدل به ملکه ،يا زنبور هاي کارگر مي شوند و اين مسئله به نوع غذايي بستگي دارد که کارگرها به نوزاد تازه تشکيل شده مي دهند . نوزاداني که بايد مبدل به زنبور کارگر شوند،غذايي "معمولي "از دانه گرده گياهان و عسل مي خورند اما ملکه ها زماني تشکيل مي شوند که نوزادان باژله سلطنتي تغذيه شوند اين غذا شامل دانه گرده ، عسل ، و مقدار نسبتا"زيادي ويتامين به ويژه اسيد پانتوتنيک است . اما تا زماني که ملکه اصلي سالم و باروري درکندو حضور داشته باشد ،ملکه هاي جديدي پرورده نخواهند شد . اگر سرعت تخم گذاري ملکه از سرعت ساختن جايگاهها زيادتر باشد ،غذايي کمتر دريافت خواهد داشت . دراين صورت از سرعت توليد تخم کاسته مي شود . برعکس ، اگر سرعت تخم گذاري اش کم باشد ، مراقبان، غذايي بيشتر دراختيارش مي گذارند .

منبع : کتاب دانش زیست شناسی - جلد دوم